محمد رضا واليزاده معجزى
231
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
باريافت . بعد از ذكر مقدماتى راجع به شاهدوستى لرستانيان و اينكه عموما جان نثار و فدايى خاندان سلطنت ، على الخصوص حضرت اقدس و الا شاهزاده ظل السلطان فرزند اكبر ارشد شاه [ هستند ] ضمنا به عرض رسانيد كه اگر حركاتى از آنان سرزد ناشى از سادگى و عدم اطلاع بوده و يحتمل كه ايادى نامريى و اغتشاشطلبى آنها را وادار كرده باشند و بالاخره گريز مطلب را به اينجا رسانيد كه وى با يك دنيا اميدوارى متوسل به بذل عنايت شاهزاده شده و اگر بدون حصول مطلب به لرستان برگردد ، آبروى خود و دودمانش در خطر خواهد بود . و در خلال اين سخنان هم صراحتا و يا با كنايه به عرض شاهزاده رسانيد كه مبلغ ناقابلى نيز براى تقديم به گماشتگان آستان او با خود به همراه دارد . و در پايان اضافه كرد كه وى در قبال اين عنايت شاهزاده ضمانت مىكند كه اگر رفتارى بر خلاف مصالح دستگاه حكومت از وى سرزد ، شخص مشار اليه حسين قلى خان والى پشتكوه مسئول باشد و مورد موأخذه قرار گيرد . و اين تعهد را والى از اين جهت مىكند كه خيال دارد مير تيمور خان را با خود به پشتكوه نزد خود ببرد كه مخالفين و دشمنان عيوب كار خود را به حساب او نگذارند . راجع به ساير محبوسين نيز همين نحوه شفاعت نمود . ظل السلطان در جواب اظهارات حسين قلى خان والى گفت : « من در مورد مير تيمور خان شخصا هيچگونه نظرى ندارم و آوردن مشار اليه به اصفهان براساس تقاضاى مظفر الملك بوده كه اگر خوانين كه ماليات را اجاره كردهاند در كار خود مواجه با عدم موفقيت شدند و نتوانستند اقساط ماليات را در سر موعد برسانند آن را به حساب كارشكنى يا تحريكات مير تيمور خان نگذارند . بنابراين شما در همين شهر اصفهان بمانيد تا من از مظفر الملك نظر بخواهم . والى ناگزير به پيشنهاد شاهزاده تسليم گرديد . ظل السلطان درباره ترخيص مير تيمور خان از مظفر الملك نايب الاياله لرستان نظر خواست ولى او به بهانه تأخير وصول ماليات نظر موافق نداد حسين قلى خان چند روزى در اصفهان توقف كرد تا بالاخره دستخط شاهزاده را به عنوان « مظفر الملك نايب الاياله » لرستان گرفت . ظل السلطان به مظفر الملك نوشته بود كه والى پشتكوه به قيد ضمانت و مسئوليت خودش خواهان ترخيص تيمور خان است كه او را در پشتكوه
--> اين رايهاى زشت ز آثار بندگى * هرجا كه هست زود ببايد ستردن تا چند كلك راستنويسان شكستن * تا كى گلوى مردم حقگو فشردن حقا كه بهتر هست هزاران هزار بار * زين پست زندگانى بدنام مردن .