محمد رضا واليزاده معجزى
221
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
لرستان مىگذارند و مجموعا هفتاد هزار تومان تقديم خواهند داشت . « 1 » ظل السلطان از استماع اين پيشنهاد به شدت خشمگين گرديد و چند فحش نثار آنان كرد و گفت : « مگر من مير غضب شما هستم كه هركس را بخواهيد اعدام كنم . من در ميان همه مردم و بوسيله امام جمعه لرستان براى اين مرد قرآن مهر كردهام و به او تأمين جانى دادهام . بنابراين مادام كه در حبس من است صيانت و حفظ جان او وجدانا بر عهده شخص من مىباشد و هرنوع گزندى به او وارد شود ، به حساب من خواهد بود . بنابراين من چگونه مىتوانم شئون خود را زير پاى طمع له كرده ، حيثيت و شرافت خود و دودمانم را براى ابد الاباد در ميان مردم ملكوك ساخته و يك نفر پيرمرد را كه به جان تأمين داده و در پناه من است ، براى خاطر شما از بين ببرم ؟ ! » علت اصرار خونين در مورد قتل مير تيمور خان چه بوده است چون ممكن است اين موضوع اصرار و ابرام جبهه متحده خوانين در مورد كشتن مير تيمور خان براى ايل لرستان كه به ميزان قدرت و توانايى رؤساى ايلات و طوايف در آن عصر آگاهند ، اين ابهام را توليد كند كه مگر قدرت طايفگى مير تيمور خان چقدر بوده كه حتى جبهه موتلفه خوانين از آن بيم داشته و وى را مانع پيشرفت كار خود مىدانستهاند و در نتيجه اينطور خيال كنند كه نگارنده يك رشته مطالب دروغ را سرهم كرده و مىخواهد اسباب شهرت تيمور خان را فراهم سازد و بنابراين ناگزير از ذكر اين مطلب است كه خاطر خوانندگان را آگاه سازد كه ترس و بيم خوانين مزبور از قوه و قدرت و زور طايفگى مير تيمور خان نبود ، بلكه آنان بيشتر از اين نقطه نظر او را براى كار خود خطرناك مىدانستند كه او مردى دانا و نقشهكش و سياستمدار بود و چون فكرى قوى و نيرومند داشت ، مىتوانست با طرح نقشههايى بساط قدرت آنها را به كلى متلاشى ساخته و همه را در نزد ظل السلطان مسئول سازد و به عبارت آخرى آنها از قدرت معنوى مير تيمور خان واهمه داشتند نه از قدرت مادى و قبيلهاى او . مدعيان يقين داشتند كه اگر مير تيمور خان زنده بماند ، از آنها شديدا انتقام خواهد كشيد .
--> ( 1 ) . براى روشن شدن اذهان خوانندگان گرامى اين نكته را يادآور مىشود كه چه در اوقاتى كه لرستان قرين نظم و آرامش بوده و چه در سالهاى هرجومرج هيچوقت قسمت پيشكوه لرستان از يك نفر اطاعت نكردهاند و الا هيچ اشكال نداشت كه يك نفر از خوانين همه ماليات لرستان را با كمك قواى دولت به حيطه وصول درآورد . روى اين اصل بود كه اين خوانين زور خود را روى هم ريختند و متعهد وصول ماليات شدند يعنى قاسم خان ميرپنج براى بخشهاى طرهان و دلفان و صيد مهدى براى سلسله و خاوه ، حيدر خان براى بخشهاى هرو و زاغه و حاج عالى خان براى سگوند و مير محمد خان براى بالا گريوه .