محمد رضا واليزاده معجزى

209

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

به اين هم قانع نشده طوق آهن به گردنشان مىزدند و از دو طرف زنجير و مهار مىنمودند . رزم ظل السلطان با عشاير لرستان و غارت اموال عشاير بالاخره اخبار دروغ مربوط به كشته شدن شاه و سقوط دولت در لرستان اثر سوء خود را بخشيد و عشاير را به شورش و سركشى واداشت . وقتى كه ظل السلطان به ديوانخانه برگشت و اوضاع را دگرگون و به قول خودش اردو را در محاصره عشاير ديد نخست ، همان‌طور كه نوشتم ، فرمان داد خوانين را كه در شهر بودند ، دستگير و به زندان فرستاد و آن‌گاه به اردو فرمان حركت و حمله داد و با توپخانه به جنگ آنان شتافت . ظل السلطان در تاريخ مسعودى عده جنگجويان لرستان را كه در جنگ عليه او شركت كرده‌اند سى چهل هزار نفر نوشته . ولى فقط ده هزار نفرشان را به عنوان تفنگچى معرفى نموده است . « 1 » به‌طور قطع و يقين بعضى از خوانين كه طرفدار او بوده‌اند ، مانند حاج عالى خان و حيدر خان و صيد مهدى خان و مير محمد خان در اين جنگ همراه با اردوى او بوده‌اند ولى او در تاريخ خود مىنويسد : « حاج عالى خان و پسرش مهر على خان و عده ديگر نيز موقع جنگ در زير زنجير او بوده‌اند و بعد از كشتن اسد خان و رفقايش آنها را مرخص كرده . » ولى اين مطلب به نظر نگارنده صحيح نيست ، زيرا حاج عالى خان و همدستانش طرفدار جدى شاهزاده بوده‌اند و معقول به نظر نمىرسد كه آنها را هم زير زنجير كشيده باشند . و بالاخره جنگ بين ياغيان لرستان و افواج ظل السلطان شروع شد . تفنگ عشاير غالبا دهن پر بود و عده خيلى قليلى اسلحه مدرن‌تر از دهن پر داشتند . ولى افواج دولتى همه تفنگ ورندل داشتند كه در آن زمان بهترين سلاح جنگى بوده [ است . ] علاوه‌براين غرش توپهاى اوخات توس توام با ناله صد و پنجاه شرنپل و « كرناد » كه گلوله‌اش در ميان طوايف مىتركيد ، رعب در دل عشاير افكند و مقاومت را صلاح نديده ، فرار كردند و شاهزاده دستور داد اموال و احشام آنها را غارت كردند بديهىست خسارت اين جنگ بيشتر متوجه دو طايفه بيرانوند و سگوند بود ، و اموال و احشام اين دو طايفه به كلى به غارت رفت . احصائيه زندانيان به‌طورى كه خود ظل السلطان در تاريخ مسعودى نوشته ، در واقعه قيام و شورش طوايف لرستان عليه اردوى دولتى چهل نفر از متنفذين و سرشناسان لرستان دستگير و توقيف شده

--> ( 1 ) . نك . ظل السلطان ، تاريخ مسعودى ، ص 285 - 286 .