محمد رضا واليزاده معجزى
183
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
گفت : خير . گفتم تعارفى از كسى گرفته ؟ گفت : خير . گفتم : براى پدر تاجدار من نبودن يك لرستان سهل مسألهاى است . مرا با اين اردو كه مىبينى مأمور كرد و جمعيت بختيارى هم كه به قريب پنجاه هزار سوار و پياده مىشوند ، آنها را هم مرخص كرده كه هر وقت لازم داشته باشيم بخواهم ، به شرح ايضاء ميرزا رشيد خان « 1 » گماشته والى را از همينجا مأمور كردم كه والى را با جمعيت پشتكوه كه ده هزار سوار مىشود ، حاضر كرده كه لدى الضروره بخواهم ، حاضر شوند . وزارت جنگ هم با برادر كوچك من كامران ميرزاست . « 2 » آن بدخواه بىدين نمك به حرام حاجى ميرزا حسين خان از ميان رفت و رفت به تبريز و تهران هم نيست كه مختصرا اميدى داشته باشد و جميع ماليات لرستان اختيارش با من است . ببخشم و يا ده كرور در آبادى آنجا ، اگر لازم باشد ، خرج كنم و صد كرور ، اگر لازم باشد ، در جنگ و خرابى آنجا مصرف نمايم . خلاصه من با يك دستم شمشيرم و با يك دستم كيسه پول به اختيار و به حكم پدر تاجدارم ، مأمور اين خدمتم . در رزم چو آهنم و در بزم چو موم * با دوست موافقم و با دشمن شوم از حضرت ما برند زنهار به چين * وز صولت ما برند زنار به روم نه حمزه ميرزاى حشمت الدوله هستم و نه بهرام ميرزاى معز الدوله عاجز هستم . نه قرآن مهر مىكنم و قسم مىخورم و نه اطمينان مىدهم و نه با كسى عداوت مخصوص دارم . هركس به دولت پدر تاجدارم خدمت بكند ، مهربانى خواهد ديد . هركس خلاف بكند و نكند من نمىدانم چه مىشود خدا مىداند چه پيش خواهد آمد . ظل السلطان در دنباله اين مطالب مىنويسد : " اين را گفته و امامجمعه را مرخص كردم . امام نظم اردو و سنگينى توپخانه و بيانات مرا با بىطمعى كه ملاحظه كرد نسبت به والى ، اثر غريبى به او بخشيد . همراه همين امامجمعه لرستان ميرزا رشيد خان وزير و لله و عاقله حسينقلى خان والى پشتكوه پنج هزار تومان پول نقد و چهار قطار قاطر و شش رأس اسب ممتاز بسيار خوب براى من پيشكش آورده بود و ناخوشى را بهانه كرده بود و استدعا كرده بود كه او را از احضار به اردو معاف
--> ( 1 ) . ميرزا رشيد خان وزير مشاور حسينقلى خان والى پشتكوه بود كه والى او را با هدايا و پيشكشى و نامهاى داير بر اظهار خشوع و خضوع نزد شاهزاده فرستاده است . چنين به نظر مىرسد كه خود حسينقلى خان از شاهزاده ظل السلطان ترسيده و به عذر بيمارى ميرزا رشيد خان را نزد او فرستاده است . كما اينكه خود ظل السلطان هم به اين موضوع اشاره كرده است . در هر صورت شاهزاده درباره حسين قلى خان به مهربانى رفتار كرده و از شاه براى او لقب گرفت . ( 2 ) . منظور كامران ميرزا نايب السلطنه پسر ناصر الدين شاه مىباشد كه بعد از عزل سپهسالار در كابينه مستوفى الممالك وزارت جنگ و فرماندهى كل قوى به او سپرده شده بود .