محمد رضا واليزاده معجزى
128
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
حسين قلى خان ايلخانى بختيارى در سال 1282 ميلادى مطابق با سال هزار و سيصد ( 1300 ) هجرى قمرى « 1 » در اصفهان به امر شاهزاده هلاك شد . اين مرد نسبت به دولت ايران مطيع و وفادار بود و فقط در نتيجه سياست درباريان به هلاكت رسيد « 2 » ظل السلطان وى را دوستانه به اصفهان دعوت نمود و پس از ورود به نوشيدن قهوه زهرآلود مأمورش ساخت . خان بختيارى از نوشيدن قهوه زهرآلود ابا كرد و به دست جلادان خفه شد . چندى بعد از اين واقعه كشتار بابيان در اصفهان آغاز گرديد ضمنا دو نفر از تجار معتبر اصفهان كه بابى شده بودند ، بهطور فجيعى به امر ظل السلطان كشته شدند . همين پيشآمدها و سختگيريهاى امثال ظل السلطان موجب شد كه توده ستمديده ايران بجان آمدند و بالاخره ناصر الدين شاه در زمستان 1888 ميلادى برابر سال 1306 هجرى قمرى او را به تهران خواسته از تمام مناصب محروم ساخت و فقط پس از مدتى وى را به حكومت اصفهان گماشت و سپاهيان ظل السلطان نيز تار و مار گشتند و به عده قليلى تنزل يافتند و در نتيجه اين اقدام شاه ظل السلطان قدرى ملايم و آرام گرديد و با مردم به مدارا رفتار نمود " . اين بود قضاوت لرد كرزن انگليسى درباره ظل السلطان و نحوه حكومت و اخلاق و رفتار او . لرد كرزن مقارن با زمان بىمهرى شاه با ظل السلطان و سلب مناصب و عناوين از وى به قدرى داستانهاى عجيب و غريب از قساوتها و بىرحميهاى شاهزاده مزبور شنيده بود كه ملاقات چنين شخصى را بر خود لازم دانسته و در تهران او را ديدار كرد و خود او درباره آمدن ظل السلطان به تهران و ملاقات با او در دنباله مطالب بالا اينطور نوشته است : « اينروزها ظل السلطان در تهران است . براى اين آمده كه مهر شاه را به خود جلب كند . مبلغى پول نقد و
--> ( 1 ) . قتل ايلخانى در ماه شعبان سال 1299 هجرى قمرى اتفاق افتاده [ است . ] ( 2 ) . حاج نجم الملك در سفرنامه خود به خوزستان از ايلخانى به خوبى ياد نكرده و در سالهايى كه ايلخانى در خوزستان نفوذ داشته او را متهم به سختگيرى و فتنهانگيزى در بين شيوخ خوزستان كرده است . با اين حال تصور مىرود وى به خاطر خوشآيند ناصر الدين شاه چنين اظهارنظرى كرده باشد . زيرا وى سفرنامه خود را در همان سال 1298 كه ناصر الدين شاه امر به كشتن حسينقلى خان ايلخانى داده است ، به رشته تحرير درآورده [ اند . ] سيد احمد كسروى در تاريخ خوزستان مىنويسد : " ظل السلطان ماليات خوزستان را سرجمع بختيارى كرده و به ايلخانى سپرده بود كه خود " گله را به گرگ سپردن " بوده . ظاهرا كسروى هم تحت تأثير نوشته حاج نجم الملك كه آن را هنگام نوشتن تاريخ خوزستان در دست داشته ، قرار گرفته است .