محمد رضا واليزاده معجزى
101
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
حاج على خان چون مذهب على اللهى داشت ، در بين حمله و هجوم حالت جذبهاى پيدا كرده و به ذكر " على على " مشغول گرديد . بهطورى كه مطلقا احساس ناراحتى نكرد و ضربات تيز شمشير سربازان پيكر او را نوازش مىداد تا روح از بدنش پرواز كرد . بعد از چندى جانشينان مهر على خان و حاج على خان به انتقام خون اين دو نفر به وسايلى كاظم خان را از ميان برداشتند . اين نوع رفتار ايلدرم ميرزا موجب وحشت و سلب اعتماد مردم سلسله دلفان از او گرديد . تا اينكه عدهاى عليه او با همديگر اتحاد كردند و چنانكه گذشت سربازان فوج سيلاخور را با خود همپيمان و موجبات شكست و فرار شاهزاده را فراهم آوردند تا اينكه سرانجام خود احتشام الدوله ناچار شد براى تمشيت لرستان و اسكات مردم مدتى در لرستان بماند . ايلدرم ميرزا در جنگى كه در ساحل صيمره با ايل سلسله و دلفان كرده ، توسط فرزندان خدايى خان كه از آن طرف رودخانه به او شليك كرد ، زخمى شد . سجع مهر شاهزاده ايلدرم ميرزا نيز مانند اخلاق و رفتار خودش مبين روح سركش و طبيعت ظالم و بىرحم اوست و به عبارت اخرى همانطور كه شخصيت بسيارى از مردم را مىتوان از امضاء آنان به دست آورد ، مزاج تند و حاد و سوزنده ايلدرم ميرزا را نيز از اين سجع مهر او مىتوان فهميد . مصراعى كه در مهر شاهزاده كنده شده اين است : " تيغ دشمن سوز شاهنشاه غازى ايلدرم " صفات ايلدرم ميرزا ايلدرم ميرزا درعينحال كه شاهزادهاى لايق و فعال بود به واسط دو صفت مذموم در بين مردم بدنام و سزاوار نفرين بوده و آندو صفت يكى بىرحمى فوق العاده او بوده كه در مقابل كمترين گناهى ابقاء به جان و مال مردم نمىكرده و به سفك دماء مىپرداخته است . صفت زشت و مذموم ديگرش اين بود كه عنان اختيار به دست ديو شهوت مىداد و به احتمال قوى قيام عليه او بيشتر ناشى از همين عادت بد او بوده [ است . ] نگارنده نامهاى به مهر يكى از شاهزادگان طراز اول در دست دارد كه خطاب به يكى از رجال عصر راجع به منافى عفت ايلدرم ميرزا ، اندكى بعد از معزوليت از حكمرانى لرستان نوشته كه اين عادت زشت را در ايلدرم ميرزا مسجل مىدارد و الحق لايقشان يك شاهزاده بلافصل نبوده است .