ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

70

تاريخ گيلان ( فارسى )

معاملات و مهمات را خود به فيصل رساند و مال و جهات [ و ] وجوهات الكاى تولم را علاوهء رسم الوكالة ، نموده ، به اقطاع و انعام همه سالهء او مقرر نموديم كه سر كار وكالت پناه معظم اليه « 1 » ضبط نمايد . و كامران بىايمان استحكام عهود و مواثيق را به قرآن مجيد حميد كه دستخط مبارك عنوان طراز صحيفهء ولايت و نسخهء ديباچهء امامت ، اسد اللّه - الغالب ، امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات بود و در قريهء كيجاى كهدم مىباشد ، از روى تأكيد ايمان و تسديد بنيان عهد و پيمان ، به آيهء كريمهء سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ * از براى شاه جمشيد خان قسم ياد نموده بود كه مدت الحيات پست « 2 » به شاه جمشيد خان مخالفت و بد انديشى نكند و در اين باب وثيقه‌اى نوشته ، به شاه جمشيد خان سپرد و خان صافدل صادق‌دل ساده‌لوح ، اعتماد به قول آن مخالف ناراست كرده و وثيقه را از او گرفته ، حكم وكالت را به او سپرد . و هنوز يك سال بدين منوال نگذشته بود كه آن حرامزادهء سنگدل پيمان گسل ، از غايت شقاوت و عداوت و غباوت و قساوت قلب ، با قرابهادر نمك به حرام از چنان « 3 » عهود و مواثيق ، كمر به كينه و خصومت و انهدام و خرابى خاندان جمشيد خان بسته ، با يكديگر در وادى نفاق اتفاق نمودند ، تا آنكه جمشيد خان بعد از وفات احمد سلطان ، امارت بيه‌پس را به قرابهادر شفقت نموده و هر ساله مبلغ پانصد تومان به مواجب و مرسوم او مقرر كرده بود و بعد از جنگ كدوبن و شكست خان احمد خان ، اعتماد الدولة العلية العاليه قرابهادر را « سلطان فتحى » لقب داده بود . باوجود اين همه اهتمام ، در باب قرب و منزلت ايشان ، اين دو كافر

--> ( 1 ) - ظاهرا تركيبى صحيح نيست . ( 2 ) - ظاهرا : كه هست . ( 3 ) - ظاهرا : با چنان .