ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
62
تاريخ گيلان ( فارسى )
گفتار در بيان انحراف مزاج شاه جمشيد خان با احمد سلطان و منكوب شدن او به سعايت مفسدان و معاندان به مقتضاى گردش آسمان چون شاه طهماسپ در سال خمس و ثمانين و تسعمائه من الهجرة النبويه عليه الف الصلاة و التحيه از دار الفنابه دار البقا خراميده بود ، مردم عراق از جماعت شاه طهماسپ ، از گيلان مبارك بيرون رفتند و به روايتى [ سنهء ] اربع و ثمانين و تسعمائه سلطان حمزة بن سلطان هاشم به تاريخ مذكور ، در تنكابن تشريف داشت . مردمان بيهپس شبيخون « 1 » برده ، وى را كشتند . ارباب عناد و اصحاب اضداد ، شروع در غيبت و بدگوئى احمد سلطان نموده ، در خلأ و ملأ و سر و علانيه ، به شاه جمشيد خان مىرسانيدند كه از يك طرف احمد سلطان و از جانب ديگر آقا مير سلطان ، اگر خواسته باشند ، به وجه آسان شما را از ميان برمىدارند و احوال سلطان محمود خان و مخالفت احمد سلطان را به روشى كه سابقا مرقوم شده ، گاهوبيگاه تقرير مىنمودند . و كامران ميرزاى كهدمى و مير حسين بيك لاهجى و ملك مظفر منجيلى و چند نفر ديگر نفس مفسد بالذات ، كمين فرصت نموده ، شاه جمشيد
--> ( 1 ) - در اصل : شبخون .