ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
55
تاريخ گيلان ( فارسى )
گيلان ، روانهء اردوى شاه طهماسپ نموده ، در عريضه قيد آن مىكنند كه پادشاه جمشيد خان - نوهء مظفر سلطان - را كه ربيب نعمت و رهين منت آن آستان است ، به شرف بلند رتبهء گوركانى اختصاص داده ، ساكنان گيلان را از مراحم بىپايان مأيوس و بىناموس نسازند . رسولان مذكور روانهء مقصد شدند . بعد از قطع مسافت ، به پايهء سرير اعلى رسيده و بعد از لوازم ثنا و شرايط كورنش و تسليم و تبليغ رسالت و ايصال تحف و تبركات ، فوق الحد منظور نظر خسرو ايران گشته ، عرضه داشت احمد سلطان و شفاعت مشايخ و مشهوران گيلان ، به درجات قبول مقبول افتاد . نواب سپهر ركاب اعلى صبيهء عاليهء نواب قمر - احتجاب مهد عليا ، شاهزاده خديجه بيگم را به عقد دوام شاه جمشيد خان درآورده و رسولان و معتبران احمد سلطان را به نوازشات و تلطفات بى پايان ممتاز و سرافراز گردانيده ، به آداب و قانون پادشاهانه ، روانهء گيلان نمودند . و احمد سلطان بعد از استماع اخبار مسرت آثار ، به اتفاق اكابر و اشراف و اخيار ، به ترتيب و تمهيد طوى ملوكانه پرداخته و با كمال عيش و نشاط ، از فومن به عزم استقبال استعجال نموده ، به كنار آب قزل اوزن كه ابتداى الكاى پشت كوه است ، به پيشواز و پاانداز شاهزاده مبادرت نموده و موافق دستور العمل مظفر سلطان كه در باب آوردن و عروسى كردن شاهزاده خير النسا بيگم ، قرار داده بود ، مقرر داشته ، هرروز سه فرسخ راه طى مىنمودند و در هر منزل يك صد سر گوسفند و پنجاه سر گاو ذبح مىنمودند و در عرض دوازده روز از پشتكوه حركت نموده ، به صحراى دلگشاى شنبه بازار كه مخيم سرادقات عزت و جلال شده بود ، نزول و حلول عاليه فرمودند و چون اوقات اين سور و عروسى در فصل بهار كه خوشترين زمان