ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

43

تاريخ گيلان ( فارسى )

گفتار در بيان آمدن خان احمد والى لاهجان به جانب فومن و معاودت نمودن او با چندين گونه حسرت و محن در روز چهارشنبهء بيست و دوم شهر ذى الحجة الحرام سنهء اربع و سبعين و تسعمائه سپه‌سالار شاه منصور مذكور كه سردار لشكر بيه‌پيش بود ، به بازار كوچسفهان رسيده و آقامير سپه‌سالار كوچسفهان را بقتل رسانيده ، بازار كوچسفهان را غارت و تالان نموده ، عازم رشت مىشود و در صحراى سياه رودبار ، اميره ساسان با لشكر گسكر و احمد سلطان با لشكر فومن و شفت و تولم و رشت و توابع ، خيمه و خرگاه و كومه و گله‌گاه كرده ، نشسته بودند كه ناگاه سپه‌سالار شاه منصور ، با عسكر رسيده ، شروع به جنگ و جدال و حرب و قتال نمودند . احمد سلطان و اميره ساسان هزيمت نموده ، به طرف فومن رفتند و يولقلى سلطان چون ايلچى بود و با حكم و فرمان پادشاهى ، بواسطهء امر مصالحت آمده بود ، پاى ثبات و وقار افشرده ، به مناصحت و مكالمت پيش مىآيد . لشكر عوام ملاحظهء احوال او ننموده ، به قتل مشاراليه و تبعهء او قيام نمودند و سر يولقلى سلطان را با حكم و فرمان كه همراه آورده بود ، به نظر خان احمد خان