ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
35
تاريخ گيلان ( فارسى )
محمود خان و در صحبت على خان سلطان روانهء درگاه شاه طهماسپ شدند . و چون به دار السلطنهء قزوين رسيدند ، شاه طهماسپ ، سلطان محمود خان را جهت تهذيب اخلاق نفسانى ، به دار الارشاد شيراز « 1 » فرستاده ، مقرر نمودند كه عمال فارس هر ساله مبلغ دويست تومان از عين المال سر كار خاصهء شريفه در وجه مرزوق « 2 » سلطان محمود خان برسانند و از قرار قبض مشار اليه به خرج « 3 » محسوب و مجرى دانند و مير غياث الدين محمد پسر غياث الدين منصور شيرازى را به معلمى سلطان محمود خان تعيين نموده ، در اين ابواب احكام صادر گشته ، روانهء فارس گردانيدند . . و احمد سلطان مدت فراوان سرگردان و بيسامان ، به شآمت كفران نعمت ولى نعمت در اردوى معلى به سر برده ، آخر الامر در نهايت خوارى و خذلان از ترددات اردوى شاه طهماسپ به تنگ آمده ، از ترس سلطان احمد خان - والى لاهجان - به پايندر خان - حاكم آستارا - توسل جسته و به قريهء تودسر كه اقصاى الكاى آستارا است توطن نموده ، مدت هشت سال در آن حدود به زراعت و دهقنت و رياضت و مشقت اوقات مىگذرانيد . نظم : شكر نعمت نعمتت افزون كند * كفر نعمت از كفت بيرون كند چون سلطان محمود خان به سبب خديعت و كفران نعمت احمد سلطان ، ترك سلطنت و حكومت مملكت موروث خود نموده ، حسب الفرمان به شيراز رفت ، اوقات بدون خاطرخواه مىگذرانيد و مولانا محمد ولد غياث الدين منصور شيرازى كه به تعليم او معين شده بود ، اكثر اوقات در ملازمت سلطان زادهء گرامى به سر مىبرد تا آنكه خان احمد - والى لاهجان - بنابر
--> ( 1 ) - دار العلم لقب شهر شيراز و دار الارشاد لقب شهر اردبيل است . ( 2 ) - نسخهء د : مرزدج . چاپ درن : مرزوح . ( 3 ) - در اصل : مخرج .