ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

32

تاريخ گيلان ( فارسى )

سعايت و معاندت خان احمد خان كار خود كرده بود ، جزاى خود ديد . چنان كه بعد از هفت ماه كه در اردو ، ملازمت و مصاحبت اركان دولت نموده بود ، مزاج شاهى را با خود منحرف ديد و از ترددات اردو و توقعات مقربان و امرا از ترك و تاجيك و هندو ، به تنگ آمده و از پادشاه سوء المزاج معلوم نموده بود . بىاجازت ، به اتفاق ملازمان و مقربان خود روانهء گيلان مىشود . و ارباب تجسس و انتباه حقيقت غيبت اميره شاهرخ را به شاه طهماسپ عرض مىنمايند . فى الفور جلال سلطان استاجلو را با دويست سوار عظام متعاقب او مىفرستد . سلطان حسب الفرمان يك شبانه روز ايلغار كرده ، در ميانهء تبريز و اردبيل ، به شاهرخ سلطان و ملازمان او رسيده ، برمىگرداند . و به دار السلطنهء تبريز رسانيده ، عرض مىنمايند كه حكم به قتل آن بيچاره و مخصوصان او صادر شده ، شاهرخ سلطان را با متابعان و مقربان به قتل رسانيدند .