ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
23
تاريخ گيلان ( فارسى )
در عرض اندكمدت ، سپهسالار رستم فومنى كه به قورچىباشى رستم موسوم بود ، از امراى معتبر مظفر سلطان ، سپاه تولم و فومن و توابع را بر سر خود جمع نموده و به عداوت و انكار شاه حاتم ، كمر خصومت و عداوت استوار كرده ، در صحراى سنگ فوزيه ، تيب بسته و با او جنگ كرده ، بسيارى از اراذل الناس و جمرى و اوباش كه در ظل رايت وى جمع شده بودند ، در ميدان حرب و معركهء طعن و ضرب قتيل شدند و شاه حاتم مذكور ، در نهايت ذلت و هوان ، اسير سرپنجهء تقدير گشته ، مكافات كردار خويش را معاينه ديد و مشاهده كرد . و چون در اين وقت ، قيصر روم ، به طريقى كه شيمهء ذميمهء ايشان است ، از حركت خويش نادم گشته ، بىنيل مقصود ، از ولايت آذربايجان مراجعت نموده ، عازم مملكت روم شده بود و شاه طهماسب ، لشكر روميه شوميه را تعاقب نموده ، عازم به دار السلطنهء تبريز نزول اقدس فرموده بودند كه سپهسالار رستم فومنى ، شاه حاتم مذكور را با زنجير و دو شاخهء ، مصحوب مردم معتبر كاردان چرب زبان ، روانهء تبريز مىنمايد . و احوال عزيمت مظفر سلطان ، به جانب شيروان و جسارت شاه حاتم كهدم ، در مملكت گيلان و حركات بىنسبت و اداهاى ناپسند او را مشروحا عرضه داشت نمود . بعد از آنكه فرستادگان سپهسالار رستم ، شاه حاتم ملعون را به حسن بيك ذو القدر كه حاكم مراغه بود ، سپردند ، جواب عريضهء سپهسالار رستم فومنى را موافق مصلحت وقت در قلم آوردند و خلعت فاخره به جهت سپهسالار مذكور عنايت و التفات فرمودند و مدت متمادى در گيلان بيهپس فتنه و فتور ملوك طوائف بود .