ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
330
تاريخ گيلان ( فارسى )
131 / 9 - قريهء شاجيك 133 / 1 - و طالش كولى و كيا جلال الدين - سپهسالار ديلمان - 134 / 11 - با سيصد تومان مواجب به - مشاراليه عنايت و احسان فرمودند . 134 / 14 - [ حرم خان ] 136 / 6 - پادشاهم 137 / 1 - كام دل مىگذرانيد كه شاطر . . . 137 / 8 - گرفتار زنجير قهر و غضب شاهى گشته دو تساق و امير قيد شاهوردى بيك بابرلو و محراب خان قاجار شدند 137 / 13 - حكومت تعيين نمود . شاه ملك سلطان پناه نمودهاند ، به آن سلطنت و سيادت پناه ظاهر بوده باشد كه هيچكس را حد آن نيست كه در مجلس بهشت آئين حرف بدى در باب احدى تواند گفت . خصوصا آن سيادت و سلطنت پناه را نيكى و بدى خوانين و سلاطين پوشيده نمىماند و احتياج به تصريح و بيان نيست . چنانچه شيخ مصلح الدين شيرازى عليه الرحمه فرمودهاند . نظم : اگر صد عيب دارد مرد درويش * - رفيقانش يكى از صد ندانند وگر يك ناپسند آيد ز سلطان - * ز اقليمى به اقليمى رسانند . در اين ابواب آنچه به صلاح حال اقرب و اصوب دانند به عمل آورند . قريهء بياچك و طالش كولى سپهسالار ديلمان و شاه ملك سپهسالار رانكو و كياجلال الدين محمد سپهسالار گوله و كيسم و خرگام با سيصد تومان مواجب به قيد حيات به او عنايت و احسان فرمودند اهالى حرم پادشاه عالم كام دل مىگذرانيد و هميشه به سير و شكار و چوگانبازى و قبقاندازى اشتغال مىنمود و از بازى چرخ خبردار نبود كه شاطر . . . به زنجير غضب شاهى گرفتار آمده اميره را به محراب خان قاجار و على خان به شاهوردى بيك يساول صحبت دو ساق نمودند . تعيين نمودند گفتار در بيان آمدن شاه ملك سلطان به امارت بيهپس و به قتل رسيدن مصطفى سلطان و عصيان شاه ملك سلطان . چون شاه