ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

12

تاريخ گيلان ( فارسى )

روضة الصفا از تأليف محمد بن خاوند شاه بلخى ، به بسطى لايق مذكور است كه در فصاحت و حسن‌دانى و بلاغت و شيرين‌زبانى ، سرآمد اكفا و اقران خود بودند ، با تحف و تبركات بىپايان و تنسوقات شايستهء گيلان ، فرستاده و نيازمندانه اظهار اطاعت و فرمان‌بردارى نموده ، استدعا و التماس مصاهرت بنمايد « 1 » رسولان مذكور ، با پيشكش و ارمغان موفور و هداياى نامحصور ، به دار السلطنهء قزوين ، به شرف بساط بوسى ، استسعاد يافته ، بعد از اداى رسالت و تبليغ استدعا و تحف و تبركات فوق الحد و الاحصاء ، منظور نظر الطاف و اعطاف شاهى گشته ، عرض مطالب و مستدعيات مىكنند . و نواب شاه اسمعيل از طيب خاطر ، سر رضا جنبانيده ، صبيه محترمهء عاليهء خير النساء بيگم را در سلك ازدواج اميره دوباج - والى بيه‌پس - انتظام داده ، ايلچيان مذكوره را دوستكام و مقضى الوطر و المرام ، به گيلان از راه كامرانى و كامروائى فرستادند « 2 » .

--> ( 1 ) - در اصل : مىنمايد . ( 2 ) - در تاريخ حبيب السير اميره دباج در همدان به خدمت شاه اسمعيل رسيده و خود شاه اسمعيل يكى از دخترانش را نامزد او مىكند ( حبيب السير ج 3 ص 376 )