ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
322
تاريخ گيلان ( فارسى )
داشت غلام خانوادهء عتبه عليه احمد الحسينى بدرگاه انجم سپاه كيخسرو مرتبت فريدون معدلت جمشيدرتبت ، كيوان رفعت ، خورشيد طلعت ، ناهيد بهجت ، مشترى سعادت ، عطارد فطنت ، برجيس منزلت ، رستم شجاعت ، افراسياب صولت ، آسمان علو ، گردون سمو ، سكندر ظفر ، دارافر ، كشورگشاى ، حصارگير ، نظم : بدولت جوان و بتدبير پير - باجداد و امثال شاه و امير ، هادى لشكر اسلام ، پناه طايفهء انام ، رافع اعلام دين مبين ، سايهء خداى آسمان و زمين ، برگزيدهء حضرت رب العالمين شاه عباس پادشاه . بعد از اداى دولت قاهره باهره آنكه نواب اعلى را به دستور شاه جنت مكان امرائى كه بعضى اوقات در عرض مصالح ملك گستاخ باشند نيست چه اگر اينطور سخنان كسى به ايشان نويسد معروض توانند داشت و جواب عريضه حاصل نموده به صاحب عريضه رسانده مثل بهرام ميرزاى مرحوم برادرى و شاهزاده سلطانم همشيرهاى در قيد حيات نيستند كه مثل همايون پادشاه را مىخواست گرفته ببرادرش بسپارد ايشان در ميان آمده گفتند كه حرمت سلطان صفى رحمه اللّه را مىبرى چنين مكن و آن ارادهء شاه جنت مكان را باطل ساختند پس بنابراين حالت مثل بنده كسانى كه در عرض احوال خود عاجز شوند ، ايشان را به عريضه گستاخى مىبايد نمود . غرض از اين گستاخى آنكه طرف بىلطفى نواب اعلى را نسبت به بنده به اقسام و انواع مىگويند ، از جمله بنده صبيهء ضعيفهاى دارد كه