ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
309
تاريخ گيلان ( فارسى )
65 / 7 - مجرى نمايد 66 / 11 - به كوچسفهان رسيد و خان احمد نيز در آب سفيدرود در قريهء رودباركى كوچسفهان نزول فرموده 66 / 11 - ميقات مقابلات ( ظاهرا : مقاتلات ) لشكر به كدوبن اتفاق افتاده 66 / 12 - سبع و ثمانين و تسعمايه لشكر بو الهوس خان احمد خان را تا كنار سفيدرود تعاقب نموده 66 / 20 - منفعل و شرمنده گرديد و حسب الفرموده ، قرابهادر . . . مهمسازى نمايد به كوچسفهان رسيده به كنار رودخانهء كدوبن فروز آمدند و خان احمد با لشكر بيهپيش از آب سفيدرود گذشته ، به قريهء رودباركى كوچسفهان مقابل لشكر بيهپس نزول فرموده . ميقات مقاتله هردو لشكر به موضع كدوبن اتفاق افتاده ثمان و ثمانين و تسعمايه لشكر بو الهوس خان احمد شكست عظيم خورده به هزيمت رفتند و مردم بسيار از عسكران ديار طعمه شمشير آبدار شدند و دلاوران بيهپس لشكر بيهپيش را تا كنار سفيدرود تعاقب نموده . منفعل و شرمنده گرديد . اذا جاء القضى لا يرد بالنهى چون حاكم نافذ الامر قضا سلسلهء ارادت در جنباند ، ماهى را از قعر دريا به فضاى هوا رساند و مرغ را از اوج هوا به حضيض زمين كشد ، هيچ آفريده را در امر قدر و قضا چاره نيست بجز تسليم و رضا . نظم : گر شود ذرات عالم پيچپيچ - با قضاى ايزدى هيچند هيچ چو قضا بيرون كند از چرخ سر - عاقلان گردند جمله كور و كر . طرفهتر آنكه ششصد نفر جوان مكمل ، از بزرگزادههاى قزلباش در وقت آمدن خان احمد ، ملازمت خان احمد اختيار كرده ، همراه مشاراليه به جنگ آمده بودند و اسبهاى ايشان گل نديده ، هرچند خان احمد ايشان را نصيحت مىكند كه شما هنوز مهمانيد و آداب جنگ گيلان را نمىدانيد ، قبول نمىكنند و از راه غيرت و انانيت پيش مىدوانند . چون ما بين قريهء رودباركى و رودخانهء كدوبن برنجار عريض عميق بود ، جوانان قزلباش بلا تأمل و تأنى ، عنان ريز شدند و جملگى عنان اختيار از دست داده ،