ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

280

تاريخ گيلان ( فارسى )

و كربلائى محمد گوكه و چند نفر از رؤساى اهل فساد را در جنگل‌هاى لشته‌نشا و گيلوا گرفته آوردند . و بعد از گرفتارى غريب شاه و متابعان ، نواب سارو خان جار فرمودند كه هركس از لشكريان اسير و برده‌اى داشته باشند « 1 » ، به تصدق فرق اشرف اقدس مستخلص سازند « 2 » . عساكر منصوره جمهور اسرا را آزاد نمودند كه به منازل و مقام خود رفته ، به دعاگوئى دوام دولت ابد مقرون مواظبت نمايند . و مدت ده روز خانان ، با لشكر ظفرنشان ، به صوب لشته‌نشا اقامت نموده ، و هركس از اصحاب فتنه و شين را كه گرفته مىآوردند ، ابقا نكرده ، به قتل رسانيدند . از آن جمله پير شمس گل گيلوائى را كه پير راه غريب شاه بود . بيت : هركه را پيرش « 3 » چنين گمره بود * كى مريدش را به جنت ره بود حاضر آورده به سياست و عقوبتى كه مناسب حال ارباب ضلال بود ، به قتل رسانيدند . مصراع : بدانديش را هم بد آيد به پيش . و بعد از فراغ از اين گيرودار ، مرد [ ى ] آزموده‌كار را با يك صد نفر پياده و سوار « 4 » به جهت محافظت لشته‌نشا و فرضات آنجا نگاه داشته ، غريب شاه و چند نفر از سواران او را كه گمان تصرف اموال ديوانى و غير آن داشتند ، در قتل ايشان تأنى نموده ، همراه به رشت آوردند و آن مقدار كه ممكن بود شكنجه و عذاب نمودند . از غريب شاه و برادر او و عنايت بيك و برادر او - محمد زمان - و كربلائى محمد گوكه ، فلسى از مال مسلمانان و اجناس ديوان ظاهر نشد . بعد از تحقيق اين صورت ، غريب شاه و محمد زمان - برادر عنايت

--> ( 1 ) - باشد صحيح است ( 2 ) - سازد صحيح است ( 3 ) - در اصل : پيرى ( 4 ) - در اصل : سوارها .