ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
267
تاريخ گيلان ( فارسى )
لشكريان در ميدان و دكاكين توقف نمودند و تمام شب بيدار و هشيار بودند . چون عادلشاه از فرار كلانتران و اعيان خبردار شد ، حكم نمود كه صباح روز مذكور ، مردم لشتهنشا عمارت محمد بيك و اعيان را آتش زده ، بسوزانند . در اين وقت پيرمحمود رسيده و از ارادهء او واقف گشته ، به دلايل و براهين ، در ابطال حكم او كوشيده ، دفع الوقت مىكند . و روز سهشنبه و شب چهارشنبه عادلشاه به فومن اقامت نمودند . لاجرم از اقتضاى قدرت قضا و قدر ، از براى اهالى لشتهنشا و چپك و اژدر خبر مىرسد كه مير مراد كلانتر و ميرزا عبد اللّه - وزير لاهجان - كه در ابتداى فتور فرار نموده ، به قزوين رفته بودند ، به اتفاق بهرامقلى سلطان صوفى ، لشكر آورده و بر سر قصبهء لشتهنشا ريخته ، اهل و عيال ايشان را اسير و دستگير كردهاند . عساكر لشتهنشا از شنيدن اين خبر وحشت اثر ، دل از دست داده ، مضطرب حال گشتند ، و بنوعى در رفتن استعجال نمودند كه پيش از ارادهء عادلشاه ، به رودخانهء پسيخان رسيده بودند . و عادلشاه نيز از اين خبر اطلاع يافته ، از فومن به اتفاق اركان و امرا و رؤساى چپك و اژدر ، روانهء رشت شده ، به دار الاماره نزول نمود و روز پنجشنبه پيرمحمود را با چند نفر رؤساى لئام ، به جهت حراست رشت مقرر كرده ، خود با لشكر لشتهنشا و كوچسفهان بلا توقف و تأخير روانهء لاهجان گرديد .