ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
264
تاريخ گيلان ( فارسى )
و دار الامارهء پادشاهى آمدند . مصداق اين سياق آنكه ، چون اسماعيل بيك وزير در حداثت سن بود و جمعى كه متابعان دولت او بودند ، همه مختلف الاقوال بودند ، از تدبيرات ناقص ايشان ، كار از دست و دست از كار رفته بود . و در روز مذكور كه اجامره قوت گرفته ، در بىباكى دلير شده بودند ، به هيأت اجتماعى بر سر شهر و بازار مىآمدند . وزير به اتفاق كلانتران و متعينان كه لاف دولتخواهى مىزدند ، به قصد جنگ و جدال ، لشكر بلا ظفر اجامره را استقبال نمودند و به كنار سياه رودبار توقف فرمودند . چون وزير ، از گرگين سلطان - حاكم گسكر - استمداد نمود ، مومى اليه پنجاه نفر چينى « 1 » را به مدد او فرستاد . و در مبدأ حال ملازمان گرگين سلطان بىاستعمال سيف و سنان ، فرار اختيار نموده ، تا گسكر جائى مقام نكردند . و مرتضى پاشا كوتوال قلعهء اخسخه كه حسب الحكم شاه عباس نزد وزير بيهپس ، به نوا ايستاده بود ، به اتفاق ملازمان خود مستعد جنگ اجامره شده و از آب سياه رودبار گذشته و بر سر تپهء مشهور به « سقال كول » « 2 » بالا رفته ، گروه انبوه اجامره را گريزان كرد . و سه نفر ايشان را به تفنگ زده ، برمىگردد . اسماعيل بيك وزير و كلانتران و اعيان ، چون معركهء جدال نديده ، از آداب جنگ اطلاع نداشتند ، برگشتن پاشا را انهزام تصور نموده ، شكست در ميان ايشان افتاده ، از ميدان نام و ننگ ، بىجدال و جنگ ، فرار نموده ، به جانب گسكر روان شدند . و عصر روز شنبه به گسكر رسيده ، به خدمت گرگين سلطان - حاكم گسكر - رفتند . و سلطان مشاراليه ايشان را عارضهء عتاب و عرضهء خطاب گردانيده ، كتابتى به ايالت پناه ، سارو خان
--> ( 1 ) - ظاهرا : چگينى . ( 2 ) - نسخهء د : سقاكول .