ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
223
تاريخ گيلان ( فارسى )
باوجود اينحال ، مصاحبت بدطينتان و محافظت « 1 » ناكسان ، او را به ارتكاب خون راغب ساخته ، به سعايت ارباب غرض ، تابع قتل ملا محمد خان خشكبجارى شده ، به ناحق به اين امر شنيع فرمان داد . باوجود آنكه از مشاراليه نسبت به ميرزا اسماعيل ، اصلا خيانتى واقع نشده بود . بنابر اين دلها از او رميده و طبعها از او متنفر و متوهم و متفرق گرديده ، عن قريب به مكافات آن عمل گرفتار شد . بيت : به آزار مردم دليرى مكن * كه آزرده گردى ز چرخ كهن جهان چيست ؟ ماتم سرائى در او * نشسته دو سه ماتمى روبهرو جگر پارهاى چند بر خوانشان * جگر خوارهاى چند مهمانشان لاجرم ظهور غريب شاه عادلشاه و متابعان گمراه ، سبب انهدام بنيان وزارت او شد . و قتل ملا محمد كلانتر ، مسموع باريافتگان مجلس [ اعلى ] گرديد . از ديوان ، نشان حكم معزولى ميرزا اسماعيل مذكور صادر شد . منشيان ، وزارت بيهپس را ضميمهء وزارت مازندران نموده ، رقم بنام نامى نواب مستطاب ميرزا تقى خان قلمى فرمودند . و ميرزا تقى در سنه يونت ئيل به وزارت گيلانات مأمور شده ، وارد الكاى بيهپس گرديد . و بعد از انجام مقدمهء ظهور عادلشاه كه ان شاء الله تعالى به جاى خود گزارش خواهد يافت ، مقرر فرمودند كه بعضى از كتاب ، شروع در تنقيح محاسبات ميرزا اسماعيل نمايند . در اثناى اين حالات ، ميرزا اسماعيل تاب بىالتفاتى دنياى دونپرور عداوت گستر نياورده ، و به اندك زمانى به مرض اسهال مريض گرديده ، به دار القرار پيوست .
--> ( 1 ) - ظاهرا : مخالطت .