ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

218

تاريخ گيلان ( فارسى )

بسيار كشيد . و آخر الامر شاه كرم بيك مذكور ، معزول و منكوب گشت ، و محمد امين از اردو مراجعت نمود . شاه عباس داروغگى يك حصهء بيه‌پس رشت و توابع را به خنجر بيك بيگدلى شاملو عنايت فرمود و داروغگى نصف ديگر را كه فومن و شفت و تولم است ، به شاهى بيك شاملو شفقت نمود . حسب الحكم ، به داروغگى بيه‌پس آمده ، شروع در شلتاقات نمودند . و اصلان بيك بنابر عداوت محمد امين كلانتر فومنى ، جمعى از رعاياى شفت را به شكايت شاهى بيك - داروغهء فومن و توابع - به فرح‌آباد فرستاده و شاه عباس ، شاهى بيك را از داروغگى معزول نمود . بعد از رفتن شاهى بيك ، اصلان بيك كمر به عداوت و اضرار محمد امين بسته ، بر آن اصرار نمود . و چند نفر از ملازمان خود را در فومن به طلب محمد امين فرستاده و به خوارى به رشت برده ، مقيد ساخت . مدت شش ماه محبوس بود . و بعد از آن به سعايت و معاندت شاه كرم بيك و محمد اسماعيل فومنى و از غايت قساوت قلب و بىرحمى ، قاصد خون او گشته ، در زى اختفا ، ملازم خود - آقا خانك نام - را فرمود كه مشاراليه را به نوعى كه اظهار آن باعث خلل خاطر مستمعان مىشود [ به قتل ] رسانيد . بيت : دوران بقا چو باد صحرا بگذشت * تلخى و خوشى و زشت و زيبا بگذشت پنداشت ستمگر كه ستم بر ما كرد * در گردن او بماند و بر ما بگذشت