ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

209

تاريخ گيلان ( فارسى )

لقب يافته بود و از اخص مقربان و عمدهء مخصوصان مجلس بود ، از روى ضراعت و مسكنت پيش رفته عرض مىكند كه پادشاهم ! غم مال خود بايد خورد . شاه عباس ملتمس خواجه را اجابت نموده ، حكم شد كه بهزاد بيك را از ريسمان واكرده و به زنجير گران مقيد و مغلول گردانيده ، به شاه ويردى بيك - يساول صحبت - سپردند . و مدت دو سال در زنجير بود كه از گيلان به مازندران و از مازندران به عراق و اصفهان بردند تا در سنهء بارس‌ئيل كه خبر مخالفت سلاطين گرجستان شايع شده بود ، شاه عباس بواسطهء تنبيه و تأديب ملوك گرجستان ، از اصفهان عزيمت مىفرمودند و وزارت گيلان بيه‌پس را به اصلان بيك رجوع نموده و وزارت بيه‌پيش را به ميرزا تقى اصفهانى عنايت فرموده ، روانهء گيلانات فرمود . و در پنجم شهر ربيع الاول سنهء مذكوره ، اصلان بيك به وزارت الكاى بيه‌پس آمده ، شروع در مهمات و معاملات نموده اما هميشه اين نوا به گوش ارباب هوش مىرسد . بيت : عامل ظالم چو يابد از دم سلطان مدد * مىكشد دامن به خون بىگنه چون محجمه از مراعى خاطر راعى چو مىگردد نفور * مژده گرگان را كه بيزار است چوپان از رمه