ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
مقدمه 22
تاريخ گيلان ( فارسى )
سارو خواجه - وزير آذربايجان - عاملان و ضابطان بهزاد بيك را در آستارا و گسكر زندانى كرد و نمايندگان خود را در آنجا گماشت . بهزاد بيك با شنيدن اين خبر ، اسلحه به رعيت داد و لشكرى تهيه كرد و به سوى گسكر و آستارا بر سر خواجه محمد رضا رفت . مرتضى قلى خان - حاكم گسكر - او را منع كرد و يادآور شد كه اسلحه به رعيت دادن كار درستى نيست و نبايد رعيت را مسلح كرد ، بالاخره جريان امر را به عرض شاه عباس رسانيدند . شاه عباس دستور داد تا صورتى از نامهاى سران رعيت كه در اين جنگ شركت داشتهاند ، تهيه شود . داود شهريار مأمور اين كار شد و نام سيصد تن از سران رعيت را نوشت و به شاه عباس رسانيدند . « حكم بر طبق آن به نام بهزاد بيك صادر گشته بود كه همين سيصد نفر را همراه خود به چمن سلطانيه حاضر سازد كه پادشاه خود مشاهدهء اوضاع و اطوار ايشان كرده ، بدانچه صلاح بوده باشد عمل نمايد . هنگام ورود حكم ، بهزاد بيك در قصبهء لشتهنشا ، به خانه هاى خواجه كمال الدين تشريف داشتند و مؤلف اين مولف همراه بود « 1 » . در همين ايام ، شاه عباس بهزاد بيك را از كار بر كنار كرد . اشتغال عبد الفتاح به كارهاى ديوانى پس از بركنارى بهزاد بيك - وزير گيلانات - در سال 1021 قمرى است . شاه عباس در اين تاريخ تقريبا تمام عاملان و ضابطان و تحويلداران و محاسبان و داروغگان حساب را كه بهزاد بيك تعيين كرده بود ، از كار بر كنار كرد و افراد ديگرى به جاى ايشان گماشت و روانهء فرحآباد شد . از فرحآباد سه تن را براى تنقيح حساب چهارده سالهء بيهپس برگزيد و رقم به نام ايشان نوشت و به گيلان فرستاد . شرح ما وقع را خود عبد الفتاح چنين نوشته است : « و از فرحآباد جنت بنياد ، رقم صدور يافته بود كه تنقيح محاسبات چهارده سالهء بيهپس را بهعهدهء خواجه حسين كلانتر رشت و ملا خواجه على رشتى و ملا عبد الفتاح فومنى كردهايم و ارقام را از مازندران جهت لطيف خان بيك فرستاده ، مومى اليه رقم را كه به اسم مؤلف اين مولف گذشته بود ، به آدم خود داده و به فومن جهت فقير فرستاده ، حسب الفرمان بنده را به لاهيجان طلبيدند . » « 2 » از نتيجهء اين انتصاب و گزارشهائى كه در مورد تنقيح محاسبات چهارده ساله تهيه شده و به عرض رسيده است ، هيچگونه اطلاعى در دست نيست . در ايام قيام عادلشاه ( - غريب شاه ) كه در سال 1022 قمرى بود و عادلشاه و سلطان بو سعيد چپك و عنايت خان ، از رشت متوجه فومن شدند ، عبد الفتاح كه در اين ايام مشهور و سرشناس بود ، به طرف عراق حركت كرد . شرح اين جريان را چنين نوشته است :
--> ( 1 ) - تاريخ گيلان ص 194 ( 2 ) - تاريخ گيلان ص 204