ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

158

تاريخ گيلان ( فارسى )

كه خود مقرر و تعهد كرده بود ، رقم به جهت سپه‌سالاران و منصب‌داران مملكت بيه‌پس و مواجب‌خواران حاصل نموده ، مبلغ دويست تومان ، به امير خواند - سپه‌سالار رشت - و يك صد تومان به بو سعيد مير - سپه‌سالار فومن - و مقدار سى تومان به حاجى على خان - سپه‌سالار كوچسفهان - و مبلغ بيست تومان به سپه‌سالار شفت مير حاتم و بيست تومان به سپه‌سالار تولم - على خان برادر كامران - عنايت و احسان نموده ، خلعت فاخره به جهت سپه - سالاران مملكت بيه‌پس ارسال كردند . و على خان و پسران اميرهء گسكر و مظفر خان را حكم شد كه قباى باروطى پوشانيده ، در ميدان قزوين به سياست رسانند . فرهاد خان قرامانلو كه منصب جليل المرتبه عظيم القدر وكالت داشت ، زبان به شفاعت ارباب جرائم گشاده ، از باب صلاح‌انديشى دولت عرض نمود كه پادشاها ، ظل الها ! بيت : گر با همه كس به هر خلافى كه رود * در كار شوى دراز كارى دارد پادشاه را ارادهء جهانگيرى و ملك‌ستانى است و همه اهل طغيان را به جنگ و جدال نمىتوان گرفت . بلكه اكثر اين طبقه را كه در سر حدها ياغى و از جادهء فرمان‌برى منحرف مىشوند ، به انواع اصطناع و احسان اميدوار مىبايد ساخت و رايات جهانگيرى را در ميادين قلوب مىبايد افراخت . هر گاه [ باد ] صيت سياست و بىرحمى پادشاه وزد « 1 » و ظهور دولت و آغاز طلوع صبح اقبال انتشار و اشتهار يابد ، جهانگيرى و كشورستانى مشكل خواهد بود . نواب [ اعلى ] ، كلمات شفاعت آيات فرهاد خان را به سمع رضا

--> ( 1 ) - در اصل : وزيد .