ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

146

تاريخ گيلان ( فارسى )

و در آنجا خبر شنيد كه فرهاد خان به طرف لاهجان حركت نموده است . بلا توقف و تأنى از كوچسفهان معاودت نموده و به كنار سياه رودبار رسيده ، از سياه‌رودبار رشت ، از راه غفلت و نادانى ، به قصد شكار جنگل سياه رودك « 1 » پير بازار روانه گرديد . و چون كاركنان عالم بالا به سبب صدور عصيان و خطا كه دربارهء ولى نعمت‌زادهء حقيقى خود به ظهور آورده بود ، زمان دولتش را به‌سر آورده ، زمام اختيار و عنان اعتبار ، از قبضهء اقتدار او گرفته بود ، در چنان وقتى كه تدارك سپاه و لشكر از خارج نيز بر او لازم بود ، بنابر عدم وقوف و كاردانى ، عساكرى كه همراه داشت ، از او رميده ، به منازل و مقام خود رجعت كردند . و جمعى از لئام و سپاهى كه به سببى از اسباب و به غرضى از اغراض ، از على خان وحشت‌زده شده بودند ، در چنان وقتى از آب سفيد - رود عبور نموده ، نزد فرهاد خان رفتند . و فرهاد خان از اين معنى مستبشر و مسرور گشته و حضور جماعت مذكوره را سر آغاز فتوحات آسمانى دانسته ، سجدات شكر و سپاس الهى به جاى آورده و در تأليف و تأنيس آن جماعت اهتمام تمام به عمل آورده ، راه پيماى طريق آگاهى مىبود .

--> ( 1 ) - ظاهرا : سياه رود كنار .