ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

141

تاريخ گيلان ( فارسى )

روانهء اين صوب نمايند ، تا من به امن و امان « 1 » او اعتماد كرده و قلعه را به او سپرده ، به مأمنى كه خواهم بروم . بندگان شاهى ملتمس او را به قبول مبذول گردانيده ، فرمان داد كه حسين خان شاملو ، از ولايت بيه‌پس ، روانهء مملكت آستارا شده ، اميره حمزه خان طالش را با اهل و عيال و متعلقان مرخص سازد كه به هرجا كه خواسته باشد برود . حسين خان در روز پنجشنبهء [ ؟ ] صفر سنهء مذكوره ، از علىآباد ، فومن را وداع نموده ، از راه گسكر عازم آستارا گرديد . و بعد از وصول قلعهء شيندان و حصول استيمان و رفع استيحاش ، اميره حمزه خان را با اهالى حرم و فرزندان ، از قلعهء شيندان بيرون آورده و به فرضهء خشكه‌دهندهء « 2 » ، كشتىها حاضر آورده روانهء شيروان گردانيد . و قلعهء شيندان ، با الكاى آستارا و لنگركنان تسخير شده ، به ضبط و ربط و دارائى ذو الفقار خان مقرر گشت . و حسين خان از آن راه معاودت نموده ، سالما غانما ، به درگاه رسيد . نظم : فرستاده بايد كه دانا بود * به گفتن دلير و توانا بود به نزد توانا توانا فرست * به دانا هم از جنس دانا فرست

--> ( 1 ) - در اصل ايمان به جاى امان . ( 2 ) - ظاهرا : خشكه‌دهنه كه همان بندر آستاراى امروز است .