ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
مقدمه 16
تاريخ گيلان ( فارسى )
امر سلطان و حاكم بود . « خواجه محمد - كلانتر لشتهنشا - و دو نفر از اعيان آنجا را به قتل آورده و خروج كرده ، نقاره به نام خود زده ، جمرى و اوباش بر سر ايشان جمعيت نمودند . » ( ص 169 ) از آداب و رسوم عروسى سلاطين و بزرگان قوم شرحى در اين كتاب آمده است كه نقل آن در اين صفحات بىمورد نيست . در اين عروسى خير النسا بيگم دختر شاه اسماعيل صفوى را به عقد اميره دوباج اسحقى درآوردهاند و او را از عراق به گيلان مىآورند . شرح استقبال و وارد كردن عروس به گيلان از اين قرار است : « و اميره دوباج مقرر فرمودند كه وزرا و امرا و سپهسالاران و متعينان و ارباب و متوليان الكاى فومن و شفت و تولم و ماسوله و كوچسفهان ، فرقهفرقه و جوقجوق ، از كنار قزل اوزن كه ابتداى الكاى پشتكوه است تا قصبهء ماسوله و باغ اميره حسام الدين ، ارادهء استقبال شاهزاده نمايند . و اكابر و اشراف و اعيان و امرا و وزرا و سپهسالاران رشت و كوچسفهان ، از روى مسارعت تا موضع تول سره ماكلوان ، به استقبال مبادرت نموده ايثارها هركسى فراخور مراتب و مناصب كردند و پيشكشها كشيدند و هرروز آسايش كنان ، سه فرسخ راه طى مىنمودند و در هر منزلى يكصد و پنجاه سر گاو و گوسفند قربانى مىنمودند و حسب الفرمان چندين هزار كس از گيلان بيهپس ، به استقبال شاهزاده روانه شدند . چون به موضع شنبه بازار لولمان رسيدند ، يك روز و شب ، در آنجا توقف نمودند . روز ديگر چندين هزار مرد و زن پياده در جلو پادشاهزادهء ايران ، رقصكنان مىآمدند و به دار الامارهء فومن نزول اجلال منعطف گرانيدند . » ( ص 14 ) نظير اين آداب و رسوم در مورد ازدواج شاه جمشيد خان با خديجه بيگم دختر شاه طهماسب نيز عينا اجرا شده است . ( ص 55 و 56 ) و آداب خواستگارى نيز در ص 54 همين كتاب شرح داده شده است . در مجالس تفريحى رجال و بزرگان محلى باده و ساده و آلات طرب ديده مىشد . خان احمد خان چهارصد تومان به استاد زيتون طنبورنواز داد و از ولايت عراق و خراسان ، شبباز و شمشير باز و قوچباز و شيرباز و كشتىگير و اقسام بازىگران ديگر خواست . ( ص 41 ) براى تشويق و بزرگداشت و ترفيع يا اظهار تشكر و امتنان به خدمتگزاران آداب زير مراعات مىشد . مژده لق ( ص 89 ) يا مشتلق ( ص 89 و 138 ) مىدادند ، پيشكش مىبردند ( ص 260 )