ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
131
تاريخ گيلان ( فارسى )
گفتار در بيان فرستادن شاه عباس به خواستگارى صبيه خان احمد خان به ديلمان و ابا و امتناع نمودن خان احمد خان و عاقبت احوال او به عون عنايت قادر ذو الجلال . بعد از ارسال رسل و رسائل ، شاه عباس جمعى از اجلهء سادات و مشايخ و اركان دولت را با بعضى هدايا و تحف و تبركات و تنسوقات ، به قصبهء ديلمان ، نزد خان احمد خان - والى لاهجان - فرستادند . و خان احمد خان مهماندارى آن جماعت را ، به عهدهء امراى دولت خود كرده ، به سير و شكار شاجيك كه موضعى است از مواضع ديلمان روانه گشت . و چون صحبت فرستادگان و رسولان شاه عباس منعقد نگشته ، در نگرفت ، رسولان بىنيل مقصود و مرام مراجعت نموده و به قزوين رسيده ، شيوهء بيگانگى خان احمد خان را كه محض جرأت و فرزانگى بود ، حسب الواقع عرض نمودند . و شاه عباس شيوهء بيگانگى خان احمد خان را حجت و بهانه دانسته ، بر سر حرف نخستين خواجه مسيح بىدين آمد و مقرر نمود كه فرزندى فرهاد قرامانلو ، به اتفاق عساكر آذربايجان ، روانهء لاهجان شده ، خان احمد خان - حاكم بيهپيش - را مستأصل نمايند .