ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
126
تاريخ گيلان ( فارسى )
[ و ] ملازمان و رؤساى سپاه و لئام را به مراتب و مناصب ارجمند مخصوص و محفوظ گردانيده ، مدت دو سال بر اين منوال ، اوقات به فرح و انبساط و بهجت و نشاط مىگذرانيدند . تا آنكه در نوروز سنهء تسع و تسعين و تسعمائه ، على بيك سلطان ، به روزگار دولت ايشان حسد برده و لشكر فومن و توابع را احضار فرموده ، به عزم جدال و قتال عازم رشت گرديد و به كنار رودخانهء پسيخان رسيده ، فرود آمدند . و چهارپايان را جو داده ، روز پنجشنبه دوازدهم شهر ربيع الاول سنهء مذكوره ، در قصبه خشك بجار ، بر سر محمد امين خان و ملازمان ايلغار نمودند و محمد امين خان از كيفيت واقعه خبردار شده ، چون تاب مقاومت در خود نمىديد ، با كوچ و متعلقان روانهء لشتهنشا شد . و على بيك سلطان بر سر خانهء او ريخته ، هرچه از نقد و جنس موجود بود ، به غارت برد و بيدحشه را كه از ملازمان معتبر محمد امين خان بود ، با يك دو نفر ديگر بقتل رسانيده ، مراجعت نمود . محمد امين خان ، به اتفاق ملازمان و مخصوصان به قريهء سالوسيان لاهجان رفته ، اقامت نمود . تا آنكه در سنهء الف من الهجرة عباس ميرزاى مشهور به شاه عباس ، فرهاد خان قرامانلو را به تسخير و تصرف الكاى دار المرز گيلان روانه نمود و خان احمد خان با محمد امين خان و ملازمان به كشتى درآمده ، روانهء شيروانات شدند . به دستورى كه در اين تذكره در فصل دوم شرح آن مرقوم و مسطور خواهد شد .