ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
115
تاريخ گيلان ( فارسى )
احمد خان را كه در باب حركت ملك عنايت و آوردن محمد امين خان به ديلمان ، به مير عباس سلطان نوشته و سر به مهر كرده بود ، به شيرزاد سلطان مىدهد . و مشاراليه از برهمزدگى شاطر به تشويش افتاده ، از سير به سرعت برگشته ، شاطر را درزى اختفا ، همراه ملازمان خود ، به خدمت ابراهيم خان مىفرستد و كتابات را به جناب ملا عبد القادر بسته ديمى كه معلم خان مشاراليه بود ، مىدهد . و ملا در خلوت كتابات را به نزد ابراهيم خان و شيرزاد سلطان خوانده ، از مضمون كتابت مير عباس سلطان ، احوالات آوردن محمد امين خان ظاهر و معلوم مىشود . و در كتابت قيد آن نيز شده كه پيش از ظهور اين حالات ، ميانهء شيرزاد سلطان و ملك عنايت پهلوان ، به سببى از اسباب وحشت و مغايرت به هم رسيده بود . بعد از استماع اين واقعه اگر شيرزاد سلطان ارادهء مخالفت و عصيان اندازد « 1 » و مخالفت و طغيان داشته باشد ، قبل از وقوع آن واقعه و صدور آن مقدمه ، شيرزاد سلطان را اسير و دستگير نموده ، مجال تمرد و عصيان ندهند . چنان كه حكما گفتهاند ، مصراع ؛ علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد . و با ابراهيم خان در مقام ملازمت و مهربانى بوده ، آنچه در اين ابواب صادر و سانح خواهد شد ، عرض نمايند . از مضمون ملالت مشحون شيرزاد سلطان آگاهى يافته ، در نهايت كدورت خاطر ، مقربان و معتبران سلسلهء ابراهيم خان را طلب نموده ، در حضور نواب عليه مذكوره معروض ساخت [ كه ] خان احمد خان عداوت قديمى و خصومت عظيم با سلسلهء اسحاقيه دارد و سالها انتظار اين روز مىكشد . اگر هردو پسر شاه جمشيد خان به دستش افتند ، ممكن است كه نظر به عداوت اين خاندان غدرى نمايد كه امكان تدارك آن نبوده باشد . ابراهيم خان و والدهء ماجدهاش قبول قول شيرزاد سلطان و ساير دولتخواهان نموده ،
--> ( 1 ) - شايد : طرح مخالفت و عصيان اندازد .