ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

105

تاريخ گيلان ( فارسى )

فومن كردند . شيرزاد سلطان پيشتر از لشكريان سوار شده و على الصباح به گوراب فومن رسيده ، والدهء رضا قلى بيك « 1 » مسماة « تىتى » را كه دختر قرا محمد چپك و مطلقهء خان احمد خان بود كه در حبالهء نكاح احمد سلطان درآمده بود ، برخورده ، بنفسه به قتل مسماة مذكوره مبادرت مىنمايد . و بعد از آن به راه شكال گوراب ايلغار كرده ، طعام صبح را به خانهء پسران قاضى عبد الكريم خورده ، برمىگردد و در گوراب فومن ، ابراهيم خان را به دار الاماره فرود آورده ، سپه‌سالاران و اعيان به اتفاق لشكر بيه‌پيش لاهجان ، در ميدان فومن نزول مىكنند و ارباب و اعيان و رعايا و كدخدايان الكاى فومن به قدم اعزاز و احترام استقبال نموده ، اطاعت و متابعت نمودند . و بعد از چند روز به شيرزاد سلطان خبر رسانيدند كه اميرهء گسكر ترتيب عسكر نموده ، به اتفاق على بيك سلطان بر سر او مىآيند . شيرزاد سلطان با امير عباس سلطان - سپه‌سالار لاهجان - و امراى الكاى بيه‌پيش كنكاش نموده ، صلاح‌ديد كردند . رأى همگنان بر آن قرار گرفت كه ميقات مقابلات هردو لشكر و مقام استعمال تيغ و خنجر ، صحراى وسيع شنبه‌بازار باشد . و لشكريان بيه‌پيش و سرداران وفا كيش ، دل بر حرب و قتال نهاده و از گوراب فومن كوچ كرده ، روانهء شنبه‌بازار شدند . و عرصهء آن فضا را از وجوه مخالف خالى ديده ، از راه رودخان به طرف كسما حركت نمودند . و چون اميرهء گسكر ، به اتفاق لشكر و عسكر ، به موضع كسما مىآيد ، مسموع مىشود كه شيرزاد سلطان و لشكر لاهجان ، از گوراب فومن به طرف رشت رجعت نموده‌اند . به داعيهء آنكه در كلاشم ، سر راه بر لشكريان

--> ( 1 ) - نسخهء د : رضا قلى خان .