ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

98

تاريخ گيلان ( فارسى )

مىروند و از آنجا به ييلاق كوه رود [ بار ] « 1 » ، بر سر على بيك سلطان تاخت مىبرند و على بيك سلطان ، احمال و اثقال خود را گذاشته ، از راه ماسال ، بجانب كسگر متوجه مىشوند و بنزد اميره سياوش خان - حاكم گسكر - رفته حكم و فرمان كه به اسم او آورده بود ، ظاهر نموده ، استمداد مىنمايد . و بعد از فرار على بيك سلطان ، شيرزاد بيك و ملازمان ، از ييلاق ماسوله معاودت كرده ، بقصبهء ماسوله مىآيد و مسموع مىشود كه بو سعيد مير ، شارع ماسوله رودخان را مسدود گردانيده ، در جاهاى تنگ و گذرهاى سنگ ، تفنگچى و كماندار نگاه داشته است . شيرزاد سلطان ، در خدمت محمد امين خان و باتفاق ملك حسن بيك و برادران و سپهسالار امير خواند طالش شفت و اقوام ، از ماسوله به راه ييلاقات توجه فرمودند و از ييلاق لوك و گيلوا ، روانهء ييلاق شفت شدند و به موضع سكن كه خانه‌هاى امير خواند و اقوام او در آن موضع است ، نزول فرمودند . و از آنجا بعد از دوازده روز ، به راه لالك و ديورود ، حركت نموده و بچوبر رودخان رسيده ، ارادهء آن داشتند كه از راه رودخانهء پسيخان روانهء رشت شوند .

--> ( 1 ) - در چاپ درن و نسخهء خطى د : كوه رود .