ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

96

تاريخ گيلان ( فارسى )

امين خان دريافت . و از وقوع اين حالات سپه‌سالار رستم مضطرب شده ، تزلزلى در اردوى او افتاد و مجموع لشكريان سپه‌سالار رستم فرار نموده ، به خدمت محمد امين خان و شيرزاد سلطان آمدند و سپه‌سالار رستم از بىوفائى لشكر و حشم ، بىثبات و قرار گشته ، به طرف وافيه و چو مثقال فرار نموده . شيرزاد سلطان پيرزاهد وافيه را طلبيده ، به عهد و پيمان نزد او فرستاد . و پير مشار اليه به قريهء چو مثقال ، به او رسيده ، به حسن تقرير و وعده و وعيد دلپذير ، سپه سالار رستم را مستمال و خوشحال ساخته ، او را به خدمت محمد امين خان آورد . و شيرزاد سلطان ، مشار اليه را عارضهء عتاب و خطاب [ ساخته ] از مجلس بيرون آورده ، به قتل او امر نمود و يكى از ملازمان شيرزاد سلطان ، سر او به تيغ بيدريغ برداشته ، بعد از اطفاء نائرهء فتنه و فساد سپه‌سالار رستم ، مراد بسته - ديمى را كه از لئام معتبر آن ديار بود ، به سپه‌سالارى فومن اختصاص داده ، سفارش لئام و رعيت فومن به او كرده ، در ملازمت محمد امين خان و رفاقت اشراف و اعيان روانهء رشت شده ، به دار الامارهء مرحوم جمشيد خان نزول فرمودند .