ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
89
تاريخ گيلان ( فارسى )
چون شيران ميدان صولت و مردانگى و نهنگان لجهء بسالت و فرزانگى ، كامران ميرزا و ساير قتلهء شاه جمشيد خان را به قتل آورده ، دوستكام و مقضى المرام روانهء لاهجان شدند ، به بازيگاگوراب لاهجان رسيده ، سر ميشوم كامران را مصحوب بو سعيد مير - برادر شاهملك - و ملك عنايت - برادر ملك حسن ماسولهاى - به ديلمان جهت خان احمد خان فرستادند و خود به لاهجان رحل اقامت انداخته ، بساط نشاط و كامرانى افگنده ، جامهاى دوستگانى « 1 » پياپى دركشيدند و به زبان حال به اين مقال مترنم مىبودند كه ، بيت : يكى جام نوشين پس از بدسگال * به از زندگانى پنجاه سال « 2 » و مشار اليهما كه سر كامران را به ديلمان ، به نظر همايون خان احمد خان - والى لاهجان - رسانيدند ، خان احمد تمامى عمارات و محلات ديلمان را چراغان فرموده ، نشاط جوانى و انبساط كامرانى را از سر گرفته ، چند شبانه روز داد عشرت و شكفتگى دادند و بعد از آن سر كامران ميرزا را به بو سعيد ميرو ملك عنايت داده ، امر نمود كه به جميع قرايا « 3 » و قصبات لاهجان بيهپيش ، به روش تشهير بگردانيده ، زرها به طريق مشتلق و مژدهلق از مردم بگيرند . حسب الفرمان خان احمد خان ، بو سعيد ميرو ملك عنايت ، سر كامران را به نيزه كرده ، آورده و در تمامت ولايات بيهپيش گردانيده ، زرها به مژدگانى گرفتند . و خان احمد خان در اوان فصل خزان به گيلان آمده ، سر كامران را به نيزه كرده ، و در زير تخت خود نصب نموده ، مدت سه ماه سر كامران ، حسب القضاى آسمان ، به دار اعتبار منظور نظر اولى الابصار بود . و بعد از آن شيرزاد سلطان ، كاسهء سر نامبارك كامران بىايمان را از
--> ( 1 ) - ظاهرا : دوستكامى . ( 2 ) - اين بيت در اصل چنين است : دمى آب خوردن پس از بدسگال - * به از عمر هفتاد و هشتاد سال . ( 3 ) - قريه را به قرا جمع مىبندند .