ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

84

تاريخ گيلان ( فارسى )

شيروان گرفتند و باران تير و تگرگ گلوله ، از سهم الحوادث كمان و تفنگ بر ايشان باريدن گرفتند ، چنانچه جمعى كثير از شيروانيان به درجهء قتل رسيدند و بقيهء عسكر از بيم شوروشر ، احمال و اثقال خود را گذاشته ، به صد كلفت و مشقت ، از آن مهلكه جان بيرون برده ، به در رفتند و خود را به رودبار كهدم رسانيدند و از راه منجيل و خرزويل ، روانهء دار السلطنهء قزوين شدند . و آنچه سليمان خان از اموال جمشيد خان به توسط قرابهادر و كامران طمع و تصرف كرده بودند ، به اضعاف آن از سركار سليمان خان و لشكريان شيروان ، به طريق نهب و تالان ، به دست مردم گيلان افتاد و ربع لشكر او در معرض تلف آمدند . و چون مردم از قضيهء قتل جمشيد خان و بيرحمى و بيدادى قرابهادر و كامران خبردار شدند ، خاك ندامت بر سر خود كرده ، ديگر اطاعت و متابعت كامران و قرابهادر ننموده ، به كلى منكر و متنفر شدند و كامران به گوراب كهدم رفته ، قرابهادر نيز كوچ و متعلقان خود را برداشته ، به قريهء كيجاى كهدم ، به منزل مير حسن كيجائى اقامت نموده بود و شب و روز دست حسرت و ندامت بر سر پرشور و شر خود مىزدند و از كردار ناصواب خويش اظهار تأسف و شرمسارى مىنمودند . كامران ميرزا از ملازمت و شآمت او متوهم گشته ، به خاطر رسانيد كه مبادا فتنه‌اى ديگر از او تولد كند ، به فكر دفع او افتاده ، مقتضاى من أعان ظالما فقد سلّطه اللّه عليه به ظهور پيوست « 1 » و به مصداق مصراع ، علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد ، به حسب ضرورت على بيك - پسر احمد سلطان - را كه در حداثت سن و عنفوان زمان شباب و كامرانى و ريعان جوانى بوده و در محال زرمخ و تنيان فومن ، به سير و شكار اشتغال مىنمود ، طلبيده ، چون مشاراليه داخل مجلس كامران ميرزا گرديد ،

--> ( 1 ) - نسخهء د : به ظهور رسيد .