محمد صادق موسوى اصفهانى
ديباچه 9
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى )
اول قرن سيزدهم در تذكرهء نگارستان دارا كه در سال 1241 تأليف كرده است دربارهء وى چنين مىنويسد : « نامى - اسمش ميرزا محمد صادق از قدماى معاصرين و از سادات موسوى و از سلسلهء ميرزا رحيم حكيمباشى ، وقايعنگار كريم خان زند بود . مثنوى بسيار گفته : درج گهر ، خسرو و شيرين ، ليلى و مجنون ، يوسف و زليخا ، وامق و عذراء و قصايد و غزل نيز دارد و با مؤلف بسيار آشنا بود ، از آن جمله است اين دو بيت : به سينه دل ز جفاى تو خون شود چندم * دل از اميد وفاى تو كاش مىكندم بسادگيم نگر كز پى هزار خلاف * بوعدههاى دروغ تو باز خرسندم در كتاب خسرو و شيرين مىگويد : چو شيرين شهره شد در دلربائى * غرورش كرد دعوى خدائى بلى خوبان خداى عاشقانند * ولى رسم خداوندى ندانند در زمان على مراد خان بفاقه و تنگدستى مبتلا و براى خرج يوميهء خود معطل بود و عادت به خوردن افيون داشت و عمرى بتلخ كامى مىگذاشت ، تا در اوايل دولت خاقان مغفور محمد شاه قاجار وداع جهان ناپايدار نمود . » مرحوم رضا قلى خان هدايت نيز در مجمع الفصحاء ( ج 2 - ص 523 - 524 ) ترجمهء حالى ازو آورده است كه عينا از آتشكده برداشته و گويد :