سر جان ملكم ( مترجم : ميرزا اسماعيل حيرت )

439

تاريخ كامل ايران ( فارسى )

امان اللّه خان به جانب قزوين حركت كرد ، وسط زمستان بود ، و عساكر طهماسب ميرزا متفرق بودند ، بنابرين ، كاشان و قم و شهرهاى ديگر عرض راه ، تا خود قزوين ، بدون منازعت و مقاومت به چنگ افتاد . در همان وقت كه خبر اين فتح به محمود رسيد ، خبر ديگر آمد كه صد و پنجاه هزار تومان خزانه كه مصحوب ملا موسى به‌جهت جمع كردن لشكر به جانب قندهار فرستاده بود ، برباد رفت . تفصيل قضيه اينكه ، ميرزا اسماعيل نام ، حاكم بنده كه يكى قلاع سيستان است ، بر ملا موسى تاخته و او را هزيمت نموده ، خزانه را به غارت برد . و در همين اوقات بود كه ، سفيرى از جانب پطر بزرگ روس ، كه به شاه سلطان حسين فرستاده شده بود ، رسيد . و چون سلطان حسينى در ميان نبود ، با محمود كه پادشاه وقت بود ، مطالب دولتى خود را عرضه كرد . پادشاه روس دعوى مىكرد كه ، از دولت ايران بالنسبه به رعاياى روس ، خلافها ظاهر شده ، و تدارك آن را مىطلبد اما حقيقت اين است كه ، چون اخبار هرج‌ومرج اوضاع حكومت ايران ، به مسامع اولياى دولت روسيه رسيد ، امپراطور فرصت غنيمت دانسته خواست سواحل غربى درياى خزر را به تصرف آورده بسطى در دايرهء تجارت ممالك خود دهد . و به‌جهت اسعاف اين مطلب ، سى هزار لشكر كارديده جمع‌آورى نموده و قدرى از طوايف قزاق و قالموق كه ، در حوالى هشتدر خان مقام دارند ، نيز به آن لشكر منضم « 1 » نموده ، در ايامى كه طايفهء لزگيهء شماخى را يغما كردند ، رعاياى روس كه در آن بلد اقامت داشتند ، در آن بلاى عام خسارت كشيده بودند . همچنين خان خوارزم يكى از قوافل روسيه را كه ، از چين مىآمدند ، تاراج كرده بود . و پادشاه روس مطالب مزبوره را بهانه كرده ، به‌جهت اينكه صورت ظاهرى به عمل خويش داده باشد ، برحسب معمول ، سفيرى به‌جهت درخواست تدارك مامضى به دربار ايران ارسال كرد . و چون محمود گفت كه او را نه بر لزگى و نه بر اوزبك

--> ( 1 ) - در اصل : منظم .