شمس سراج عفيف
516
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
خدمت سيد در شهر ماندي و باز طرف اوچه روان شدي حضرت شاه با آن جاه يك منزل رسانيدي - المقصود بحكمت حضرت ودود جل جلاله و عم نواله چند سال متواتر ميان خدمت سيد جلال الدين طاب ثراه و سلطان فيروز شاه طالب دين هم برين طريق گذشته - چون نوبت آخرين خدمت سيد جلال الدين مخصوص براي ملاقات سلطان فيروز شاه در شهر آمدند درين نوبت خدمت سيد از حسب عادت چندگاه زائد در شهر ماندند - باز طرف او چه روان شدند - چون خدمت مخدوم سيد جلال طالب رضاى حضرت إله جل جلاله و عم نواله سلطان فيروز شاه را ميان خويش از اسرار آثار محبت بيش وداع كردند درين محل خدمت سيد بر سلطان فيروز شاه گفت و گوهر اسرار كرامت سفت - كه گمان دعاگو برينست - كه ميان دعاگو و حضرت شاه وداع خدمتست - بعده خدمت سيد سلطان را گفت دعاگو را عمر به آخرين رسيده - و شما را نيز سنهء كبير شده - اين زمان شما را در سواريها بر آئين جهانداري از شهر دهلي دور تر رفتن مصلحت نيست - خدمت سيد اين نصيحت گفته « 2 » *
--> ( 2 ن ) چون در هيچك نسخهاي موجوده زائد برين يافته نشد و كدامي نسخهء كامل دستياب نگرديد لهذا تا اين مقام بحيز طبع درآمد و بس *