شمس سراج عفيف
507
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
شدت كنند - چون كوتوال بر غلامان و كنيزكان خواجه احمد مغرور شدت كرد ايشان هر همه راستيء حال و صدق مقال بيرون دادند و اين لفظ بازنمودند كه خواجه احمد با دو غلام بچه و با اين مقتول يك جا شراب ميخوردند - همدران لحظه كشتند - آخر الامر آن غلامان را آوردند كه با خواجه احمد يار شده بودند - ايشان اقرار كردند - كه ما اين متعلم را گرفتيم - خواجه احمد كارد در حلق او راند - درين محل خواجه احمد گفت كه اين غلامان دروغ ميگويند من ذبح نكردهام - همين غلامان ذبح كردند - غلامان گفتند كه جامهء خون آلودهء خواجه در خانهء گازر دادهاند - چون گازر را طلب كردند گازر مذكور جامهء خواجه احمد مذكور شسته آورد - دران جامه بجاي داغ خون زردي علامت مينمود - خواجه احمد را پرسيدند اين چيست - خواجه احمد مذكور تقرير كرد كه مذبوحهء ذبح كرده بودم اين علامت آنست - درين محل حضرت جهاندار اكمل فرمان فرمود تا قصابان را طلب كنند - قصابان را حاضر كردند - و آن علامت زردي نمودند - چون ايشان ديدند به حضرت شهريار بازنمودند - كه اين علامت زردي از خون مذبوحه نباشد اما چون خون مردم بشويند بعده علامت زردي پيدا آيد - چون قصابان اين چنين تقرير كردند حضرت شاه فيروز فرمان فرمودند تا احمد خوني را در محل سياست برند - درين محل خواجه احمد بر پاي خانجهان افتاد - و ابواب لجاجت كشاد - كه بهاي