شمس سراج عفيف

502

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

* يك صبح باخلاص بيا بر در من * * * گر كار تو بر نيارم آنگه گله كن * اكنون شمهء از كشتن دامغاني نبشته آيد تا پندي باشد مر خردمندان را راويان شريف بروايات لطيف برين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف گفته جوهر گوهر آن حالت برين مقالت نوشته كه شمس الدين دامغاني از حضرت جهانباني روي تافته و مخالفت ورزيده سر از فرمان برداري كشيد - تمام خلائق گجرات بر حال او خنديد جميع خانان كبار و ملوك نامدار و امير صدكان كامگار و تركشداران اهل اختيار يك جا متفق گشتند - هر همه يكدل شدند - خصوص ملك شيخ فخر مال و امثال آن جمله بيك حمله خروج عالم كردند - بوقت صبح صادق خون ترغاك او روان گشت - و خانهء او خالي شد - اين جميع گردان با نيزهاي گردان در خانهء دامغاني درآمدند - دامغاني را كشتند - راويان مذكور اين نيز روايت كردند - كه به مجرد آنكه شمس الدين دامغاني از آثار ناداني و اسرار كم داني خطرهء از زمرهء صغير و كبير و از فرقهء جوان تا پير از طائفهء آشنا و بيگانه كه دران آستانه بودند سنگ ملامت ميزدند - اين همه اثر عنايت بىغايت حضرت عزت جل