شمس سراج عفيف

پيشگفتار 6

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

عفيف هرچند از شغل دربارى گريزان بود ولى همواره در ميهمانىهاى دربارى شركت مىكرد و در شكارگاه‌ها سلطان را همراهى مىنمود . شمس از ميان مورّخان متقدّم از ضياء الدّين برنى ، صاحب تاريخ فيروزشاهى به نيكى ياد كرده و ادامهء كار برنى را وظيفه خود دانسته و به وصيّت وى عمل نمود . عفيف در اين باره مىنويسد : « اگرچه پيش از اين ، خدمت مولانا ضياء الدّين برنى - عليه الرّحمة و الغفران - از حالت روش سلاطين دهلى ، تاريخى تصنيف كرده و آن را تاريخ فيروزشاهى نام نهاده و ابتداى آن تاريخ از جلوس سلطان غياث الدّين بلبن آغاز كرده و تا نهايت ششم سال از جلوس نيك نفوس فيروزشاهى نوشته و از احوال سلطان فيروز شاه در ديباچهء ذكر سلطان صدويك مقدّمه اختيار كرده و از جلوس تا ششم سال ، يازده مقدّمه نوشته - و براى كتابت باقى نود مقدّمه ديگر نيز بنويسم و گرنه هركه را اللّه تبارك و تعالى توفيق دهد او به اتمام رساند . چون نصيب خدمت مولانا « 1 » نبود در آن تواريخ فيروزشاهى همان يازده مقدّمه ماند . چون اين مورّخ ضعيف شمس سراج عفيف را حضرت اللّه تبارك و تعالى توفيق داده به عنايت او اين ابواب گشاده اين مورّخ آن نود مقدّمه در اين تاريخ درج كرده . » « 2 » شمس عفيف آن نود مقدّمه باقىمانده را بر پنج قسم و هر قسم را بر هيجده مقدّمه تقسيم نمود و تاريخ خود را در سال 801 ه ق . به پايان رسانيد « 3 » . اين اثر بعدها مورد توجّه مورّخين و نويسندگان قرار گرفت از آن جمله مىتوان از نظام الدّين احمد صاحب طبقات اكبرى و محمد قاسم استرآبادى معروف به فرشته نام برد كه در تأليف تاريخ خود از اين اثر بهره‌ها برده است . امّا به اين نكته نيز بايد توجّه نمود كه سنّت تاريخ‌نگارى فارسى در شبه قارهء هند با تاج المآثر ، تأليف صدر الدّين محمد بن حسن نظامى نيشابورى آغاز مىشود و با تأليف تاريخ فيروزشاهى توسّط ضياء الدّين برنى به انسجام و پختگى مىرسد . تاج المآثر

--> ( 1 ) . مقصود ضياء الدّين برنى است . ( 2 ) . تاريخ فيروزشاهى ، صص 29 - 30 . ( 3 ) . دانشنامهء ادب فارسى در شبه قارّهء هند ، ج 3 ، ص 625 .