شمس سراج عفيف

489

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

براي تماشاي اسباب ابو رجا آمده‌اند - فرمان شد اگر ابو رجا بدي كرد با اهل مملكت ما كرد - ازان بازاريان چه كرد - كه ايشان با فرحت تمام براي ديدن تماشا آمده‌اند - اهل اختصاص بازنمودند چون ابو رجا در مملكت ضابط گشت - درين مدت كالاي هركه خريد كردي بران مسكين زور آوردى - و البته از بهاي اصل چيزي نقصان دادي - از خوف رعب او كسى چيزى گفتن نتوانستي - چون اهل بازار شنيده كه احوال شمس الدين ابو رجا بدين پايه رسيده براي ديدن او و اسباب او آمده‌اند - درين محل شهنشاه اكمل فرمود زهى حيات بد كه ببدنامي گذرانيده - و حضرت شاه اين بيت فرمود * * بيت * * سعديا مرد خردمند نميرد هرگز * * * مرده آنست كه نامش به نكوئي نه‌برند * حضرت شهنشاه فرمان فرمود تا در درها بگويند كه خلائق درون آمدن مانع نباشند - خلق خدا بيايد ببيند - المقصود اسباب خانهء ملك شمس الدين بها كردند - مبلغ هشتاد هزار تنكه را شده بود گويندهء در كوي عداوت پويندهء به حضرت فيروز شاه گويندگي كرد و برين جمله بازنموده كه ابو رجا درون حصار جهان‌پناه خانهء دارد درون آن خانه ميان آستانه جائى يافته درون آن‌جا تنكهاي زر داشته چون دران خانه تفحص و تجسس كردند مبلغ سه هزار تنكهء زر