شمس سراج عفيف
486
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
حضرت شاه چون آئين خسروان عالم پناه بر اصحاب خزانه مزاج گرم كرده - ايشان هر همه خاموش مانده هيچ جواب نداده سلطان فيروز شاه بالهام حضرت إله جل جلاله و عم نواله دريافت چون ابو رجا در مملكت قابض و ضابط گشت در صحن چمن اعلى و ادنى اشجار غفلت كاشته - از غايت خوف او كسي اين مال طلبيدن نتوانست - درين محل فرمان خسرو جهان شد تا خانجهان را بگويند كه اين مال از ابو رجا ذو الحال فى الحال بقيل و قال بستانند - و ملك نظام الملك نقل كرده بود - فى القصه چون دستور مسطور دريافت كه تنور گرم شده اصحاب خود را طلبيد - و ايشان را بر راه گردانيده كه تنور گرم كردهء ديگر ميبايد زد - اصحاب مناصب ديوان بازنمودند - و ابواب راز بازكشودند - و هر همه متفق گفتند - دران ايام كه ملك شمس الدين ابو رجاي خودكام در گجرات بود از درگاه حضرت شاه و مكنت شهنشاه فرمان برين جمله بود هر آن سوداگرى كه پيل از جزائر رود نيل براي حضرت بيارد هر پيل كه در ميان راه سقط شود بهاي آن پيل نيز آن سوداگر را از خزانه بدهند بر مضمون اين فرمان ملك شمس الدين فتّان بدروغ بهاي چند پيل از ديوان وزارت مجرا برده - و آن مال ميان اموال خود داخل گردانيده - چون خانجهان همچون دستوران اينچنين كيفيت متين از اصحاب ديوان شنيده آن سوداگران را حاضر