شمس سراج عفيف

480

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

در خانهء ملك شمس الدين آمد و شد ميكردند - و براي اتمام كار خود مزاحم ميشدند - چون اهمال و اغفال او بسيار ديدند از حال آن مقال و قيل و قال احوال كار به تمام و كمال در لشكر بر ملك سيد الحجاب نبشتند - و برين جمله بازنمودند - كه البته ملك ضياء الملك در كارهاي بندگيء ملكي اهمال مىكند - براي او نوشته بفرستند - ملك سيد الحجاب مكتوبي براي ملك شمس الدين نبشت - و انواع اشجار محبت در گلزار مؤدت كشت و در پايان قرطاس اين بيت نوشت * * بيت * * چند روزي دزد اگر قصد متاعي كردهء * * * خانه هم خاليست خصم خانه هم بيدار نيست * هم بدين طريق تمام خانان درگاه و ملوك بارگاه حضرت فيروز شاه دشمن او شدند - و در پيء او افتادند - دران ايام و بدان هنگام ملك‌زاده فيروز پسر ملك تاج الدين ترك ( كه در عهد سلطان قتلغسه در ممالك شده بود و خطاب خانجهان يافته بود ) در صدر عزت جولانگري مينمود - روزي از روزها ملك‌زاده فيروز و ملك شمس الدين يك جا نشسته بودند - دران وقت پيش ملك شمس الدين محاسبهء اقطاع ميگذشت - در هريك لفظ ملك مذكور الفاظ پيچش ميگفت - چنانچه آن كار كن را پاي از ته ميرفت - درين محل ملك‌زاده فيروز جوهر گوهر احسن سفت - و كلام مستحسن گفت ملك ضياء الملك اين دو چيز هرگز دست نخواهد داد - هم زبان