شمس سراج عفيف

468

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

ملك مذكور از تاثير غرور و پندار مشهور از در سراي بازميگشت چندان هجوم از اشخاص خاص و عام به تمام برابر او بيرون ميآمدند كه سينه به سينه سائيده شدي - و ملك شمس الدين ميان نويسندگان دواوين قرار داده بود بلكه خط كرده بود كه هركه از ايشان پيش از آمدن من در ديوان نيايد و بعد از بازگشتن من بازنگردد او را تدارك اليم كنم - و استقامت او باز آرم - و در بوستان اميد او خار قبيح بصريح بكارم - مسكين نويسندگان و بيچاره محرران ( كه مدت چهل سال كمال در عهد دولت خسرو خوشخصال راحتها گرفته و مدام و على الدوام بر بستر راحت بفرحت خفته و هميشه گوهر تنعمي به بيغمي سفته و يكايك درين مشقت افتاده ) حالت اين بيچارگان و مقالت اين درماندگان بتقدير حضرت سبحان و الله رحمن جل جلاله و عم نواله بدشواري كشيد - و در مقامات اضطراري رسيد - اتفاقا شبي از شبها ملك شمس الدين ابو رجا و خواجه حسام الدين جنيدي در ديوان نشسته بودند - و نويسندگان دواوين بر آئين پيشين كيفيت كارخانه با متصرف آن كارخانه پيش ديوان برده بودند - و هريك چيزها پيشتر ميگذرانيدند - ملك شمس الدين از هريك چيز با اصحاب تمييز سوال و جواب ميكرد - و در بحث عنف برميآورد ناگاه در عين گفتار و بران كردار مانا كه خرچي دران كارخانه در سنون گذشته غيرپسند رفته بود - دران محل ملك شمس الدين در بحث شروع كرد - و بر متصرف آن كارخانه گفت - كه اي فلان اين چنين