شمس سراج عفيف
442
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
براي بندگان حضرت آورده است - هرچند كه حضرت شاه چون سلاطين اهل گاه انكار آورد و فرمود نخواهم ستد عماد الملك بالحاح و لجاج پيش آمد - درين محل حضرت شهريار اكمل فرمود كه بشير « 2 » ملك خاص منست - آنچه در ملك بشيرست آن از آن منست اين يك كرور مال تسليم در خزائن بيت المال ندارند - زيراچه خزانه گنجينهء بيت المالست - اين يك كرور مال تسليم مقبول عطردار كنند - همچنان كردند - و هروقت كه خانجهان را در سواريء حضرت شهريار به جهت استعداد اسباب براي چيزى حاجت شدي پيش تخت علم دادي - و ازان يك كرور مال كه تسليم مقبول عطردار بود بوجه قرض ستدي - و استعداد كارخانها موجود كنانيدي - بعده چون از اقطاعات و معاملات مال آمدي ( بر ملك « 2 » مقبول عطردار قرض ادا شدي - تا آنكه سلطان فيروز شاه بر تختگاه در صدر حيات بود ازان يك كرور مال چيزي خرچ نشدي * * شعر * شاهت چو شاه پادشاهان * * بد شاه غلام پادشاهان افسانهء حالت ملك مذكور با خانجهان دستور منقولست چون آخر دور و انتهاي طور ملك حضرت جهاندار
--> ( 2 ن ) بشيرا خاصهء ملك من است * ( 2 ن ) ازينجا دو كتاب يعني كتاب نمبر 78 و كتاب نمبر 1594 صحيح البياض تا آخرست از دو كتاب ديگر ( يعني كتاب نمبر 1002 و كتاب نمبر 1002 ييي ) تصحيح كرده شد *