شمس سراج عفيف

423

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

از پيش تخت خلاص دهانيدي « 2 » - در نقل خانجهان مقبول « 3 » جملهء خلائق شهر دهلي و بلاد ممالك را ماتم پيش آمد - آري اين همه اثر امرزش او بود - زيراچه خانجهان مريد حضرت « 4 » شيخ نصير الدين محمود عليه الرحمة و الغفران بود - آن روز كه خانجهان مشعلهء جهان و جهانيان و شمع جميع عالم و عالميان پيوند با خدمت شيخ كرد از زبان خدمت شيخ از آثار انوار پيش و اعتقاد بيش از طاعات و عبادات التماس كرد - درين محل خدمت شيخ اكمل فرمود - كه شما وزيري - شما را همان بهتر كه كوشش فراوان وجد بىپايان در كارها و كردارهاي حاجتمندان شود - و آب مراد در جوي محتاجان رود - خانجهان چون مريدان صادق الحاح بسيار و لجاج بيشمار كرد - الفاظ تكرار بتكرار برآورد - خدمت شيخ فرمود و هم برين جمله بازنمود - اگر مدام شما را با وضو مانده شود بهتر بود خانجهان امر شيخ جهان بدل و جان قبول كرد - ازان زمان باز خانجهان صاحب راز دائم با وضو بودي - درين باب كوشش بيش نمودي - اگر وقتي بالاي « 5 » مسند نشستي و حاجت وضو افتادي في الحال از مسند خاستي و وضو ساختي - و باز در مسند نشستي بلكه خانجهان را درين كار كوشش به حدى بود - و چون بر بالاي پلنگ بر بستر حرير بىنظير در خواب رفتي متصل پلنگ او طشت

--> ( 2 ن ) كنانيدي * ( 3 ن ) مذكور * ( 4 ن ) خدمت * ( 5 ن ) بالاي مسند نشسته حاجت وضو افتادي *