شمس سراج عفيف

420

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

مستوفي بالاتر مشرف ايستاده شدي - اما ناظر و وقوف با كل نواب پس پشت نائب وزير ايستاده ميشدند - درين محل روايان اكمل روايت كرده - و برين نمط بازنموده كه شغل وقوفي در دستورهاي سلف نيست - چون سلطان جلال الدين خلجي در تختگاه دار الملك دهلي بپادشاهي نشست انواع مصداقها پيش گرفت - و سلطان جلال الدين را قريبي « 2 » بود كه با سلطان جلال الدين ابواب ملكي ميكشود - سلطان جلال الدين خواست تا آن قريب را ميان اصحاب ديوان وزارت شغلي بدهد - چون تفحص كردند در ديوان وزارت هيچ شغلي نبود - وزير پرتدبير بازنمود اگر فرمان شهريار شود يكي را از شغل معزول كنند - شغل بدين شخص دهند - درين محل سلطان جلال الدين فرمود - يكي را به غير جنايت معزول كردن مستحسن نباشد - چون وزير دريافت كه البته مزاج جلالي برين‌ست كه آن قريب را شغلي ميان اصحاب شود آن وزير شغل وقوفي پيدا آورد - اعني وظيفهء ناظر چيست كه در جميع « 3 » مملكت كه عمّال سلطنت در ديوان اشراف ممالك بدهند ناظر دران جمع نظري كند - و وقوف در خرجهاي ممكت واقف گردد - قريب سلطان جلال الدين شغل وقوفي يافت - براي وظائف آن كار كوشش بيش گماشت - المقصود ازان روز باز وقوف و نائب وقوف ميان اصحاب ديوان عاليء وزارت تعين شدند - اگر وظائف اصحاب ديوان نوشته

--> ( 2 ن ) قربتي * ( 3 ن ) جمع *