شمس سراج عفيف
400
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
كوشش بيشمار گماشت - كنيزكان صاحب جمال باكمال « 2 » در حرم خود جمع كنانيد چنين گويند گويندگان باريكبين كه دو هزار كنيزك از زمين روم و چين در حرم خود داشت - هريك تني خود را به پيرايهاي مرصع و مكلل ميآراست - خانجهان با آن اشغال ملكيء بيپايان بيشتر اوقات و ايامهاي متبركات در حرم مشغول بودي - خانجهان را ولد بسيار شد - چون از احوال اين حال و قيل اين مقال به گوش خسرو خوشحال رسيد بمرحمت الفاظ عاطفت از زبان مبارك كشيد - هر پسري كه در خانهء خانجهان تولد شود « 3 » به مجرد تولد شدن مبلغ يازده هزار تنكه نان كنند - و كمربند سپيد بدهند - و هر دختري كه ازان خانجهان كار خير شود مبلغ پانزده هزار تنكه نان آن داماد كنند - و كمربند سپيد بدهند - تمام پسران و دامادان خانجهان با كلاه و كمر بودند تا عظمت خانجهان بجائي رسيد و مرتبهء او بمرتبهء كشيد كه بارها « 4 » حضرت فيروز شاه با آن جاه فرمودي - بادشاه دهلي اعظم همايون خانجهانست * * بيت * * دادست زمام « 5 » ملك او را * * * بسپرده تمام ملك او را * [ افسانهء خلاص دادن خانجهان كاركنان را از سلطان فيروز شاه ] - اگر از زمرهء كاركنان و فرقهء عاملان از وجود كسي از آثار طمع بسي جنايتي بر سبيل
--> ( 2 ن ) با جمال كمال * ( 3 ن ) شد * ( 4 ن ) بارها درين كردارها حضرت فيروز شاه * ( 5 ن ) زنام *